به پسرم
(١)
مقدمه ناشر
٦ ص
(٢)
سفارشهاى پدرى كه
زندگىاش رو به پايان است
٨ ص
(٣)
آن كه به بيراهه
نمىرود
١٧ ص
(٤)
همان كه مىآفريند،
مىميراند
٢٨ ص
(٥)
پيش از فرود، جاى
فرودت را هموار كن
٣٦ ص
(٦)
به جايى ديگر بايد
رسيد
٤٦ ص
(٧)
به سمت فرصتها
بشتاب!
٥٦ ص
(٨)
دين و دنيايت را به
خدا مىسپارم
٦٤ ص
(٩)
منابع
٧١ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
به پسرم - شهيدى، فاطمه - الصفحة ٣٢ - همان كه مىآفريند، مىميراند
قدمهايت را با توجه به آن بردارى.
٣٥ مردمى كه دنيا را آزموده و شناختهاند، مثل مسافرانىاند كه از منزلگاهى بىآب و گياه، عزم جايى را كردهاند، وسيع و آباد.
٣٦ آنان، رنج راه و دورى دوست، سختى سفر و غذاى ناگوار، همه را تاب مىآورند؛
٣٧ تا به خانه وسيع و منزلگاه امن و آرامشان برسند.
٣٨ از اين سختىها، دردى احساس نمىكنند؛
٣٩ هزينههاى سفر را ضرر حساب نمىكنند
٤٠ دوست داشتنىتر از آن چه به منزل و محله موعود، نزديكشان مىكند، چيزى نيست
٤١ و مردمى كه دنيا فريبشان داده، مثل مسافرانىاند كه از جايى وسيع و آباد، مىروند به منزلگاهى بىآب و گياه؛
٤٢ و برايشان ناخوشايندتر و دشوارتر از اين كوچ، از اين رفتن به جانب ناآباد، چيزى نيست.