به پسرم - شهيدى، فاطمه - الصفحة ٢٢ - آن كه به بيراهه نمىرود

كه پدران و نيكويان خاندانت طى كردند؛

٢٩ چون آنها مدام دل و روحشان را مى‌پائيدند؛ همان جور كه تو مى‌پائى.

٣٠ به خود فكر مى‌كردند؛ چون تو كه اهل فكر و مراقبه‌اى.

٣١ سرانجام، اين مراقبه‌ها آنها را رساند به اين كه، بايد به حقايقى كه مى‌شناسند، عمل كنند

٣٢ و هرچه تكليفشان نيست، وا گذارند.

٣٣ اگر قلب تو، اين دستاورد نياكانت را نمى‌پذيرد،

اگر مى‌خواهد خودش حقيقت را بداند،

همان‌طور كه آنها دانستند،

پس مراقب باش. خواستن و جست‌وجويت، براى دانستن و فهميدن باشد؛

٣٤ نه غوطه در شبهه‌ها و تشديد جدل‌ها.

٣٥ قبل از آغاز جست‌وجو، از خدا كمك بخواه،

٣٦ به او با شوق، رو كن تا توفيقت دهد.

٣٧ هرچه تو را به شبهه و دودلى مى‌اندازد، كنار بگذار!

٣٨ دلت كه يك‌رنگ شد و سر فرود آورد،

٣٩ رأى و نظرت كه از پريشانى درآمد و كامل شد،

٤٠ آن گاه، به حقايق اين وصيت، دقت كن.

٤١ اگر دلت يك‌رنگ نشد،

٤٢ و فكر و خيالت، آرام و آسوده نشد،