به پسرم - شهيدى، فاطمه - الصفحة ٩ - سفارشهاى پدرى كه زندگىاش رو به پايان است

سفارش‌هاى پدرى كه زندگى‌اش رو به پايان است‌

١ اين سفارش‌هاى پدرى است كه مى‌رود؛

٢ پدرى كه مى‌داند لحظه‌ها مى‌گذرند؛

٣ مى‌داند زندگى‌اش رو به پايان است؛

٤ پدرى تسليم نظام روزگار، از دنيا بيزار؛

٥ ساكن خانه‌هاى گذشتگان كه مى‌داند نوبت اوست كه خانه‌ها را بگذارد و برود.

٦ اين سفارش‌هاى پدرى است به فرزندش. فرزندان، آرزوهاى درازى دارند كه به آنها نمى‌رسند؛

٧ در راهى مى‌روند كه به نابودى مى‌رسد.

٨ فرزندان انسان، نشانه‌گاه تير دردها،

٩ اسيران روزگار،

١٠ تيررس رنج‌ها،