شُکر از شِکر شیرین تراست
(١)
دیباچه
٩ ص
(٢)
احادیث شُکر
١٣ ص
(٣)
پاسداری از نعمت
١٥ ص
(٤)
من ثروتمند هستم
١٥ ص
(٥)
بهترین شکر
١٥ ص
(٦)
دستت را دراز کن
١٦ ص
(٧)
نعمتها باقی هستند
١٦ ص
(٨)
یا شکر یا جبران
١٧ ص
(٩)
اگر کفران کردی
١٧ ص
(١٠)
عادت رسول خدا
١٧ ص
(١١)
شکر دانشمند
١٨ ص
(١٢)
کفران نعمت
١٨ ص
(١٣)
نعمت ظاهری و باطنی
١٨ ص
(١٤)
معنای استدراج
١٩ ص
(١٥)
به پایین دست نگاه کن
١٩ ص
(١٦)
لیاقت نعمت
١٩ ص
(١٧)
خورنده شاکر
٢٠ ص
(١٨)
تشکر و جلب محبت
٢٠ ص
(١٩)
قطع زنجیره نیکی
٢٠ ص
(٢٠)
صحبت از نعمت
٢١ ص
(٢١)
حالم خوب است
٢١ ص
(٢٢)
اگر شکر کنید
٢٢ ص
(٢٣)
در هر نَفَس شکری
٢٢ ص
(٢٤)
وقت غذا
٢٤ ص
(٢٥)
نتیجه ی شکر
٢٤ ص
(٢٦)
حقِ نیکی کننده
٢٤ ص
(٢٧)
مالِ اسراف نشده
٢٥ ص
(٢٨)
داستانهای شُکر
٢٥ ص
(٢٩)
اعتراف به نعمت
٢٥ ص
(٣٠)
همنشین داود
٢٦ ص
(٣١)
غافلگیری نعمت
٢٧ ص
(٣٢)
بنده ی شاکر
٢٧ ص
(٣٣)
تشکر از واسطه ی نعمت
٢٩ ص
(٣٤)
اعتراف به نعمت
٣٠ ص
(٣٥)
خدا را متهم میکند
٣٠ ص
(٣٦)
حمد بر عطسه
٣٠ ص
(٣٧)
نوشیدن آب
٣١ ص
(٣٨)
اسب گمشده
٣١ ص
(٣٩)
دعای سلامتی
٣٢ ص
(٤٠)
چگونه باشیم
٣٢ ص
(٤١)
نصف عمر
٣٣ ص
(٤٢)
خدا از شیطان تشکر کرد!
٣٤ ص
(٤٣)
مَثَلهای شُکرانه
٣٥ ص
(٤٤)
سگی که از قصابخانه پاچه بدزدد، نان خودش را بریده است
٣٧ ص
(٤٥)
نمک خوردند و نمکدان دزدیدند
٣٧ ص
(٤٦)
حرامی باش و حرامی مباش!
٣٧ ص
(٤٧)
در کشتی نشستن و با ناخدا جنگیدن
٣٨ ص
(٤٨)
دست به سفره، مُشت به پیشانی
٣٨ ص
(٤٩)
آدم نباید گربه کور باشد
٣٨ ص
(٥٠)
باز جای شکرش باقی است
٣٩ ص
(٥١)
روزی اگر نمیرسد تنگدل مباش
٣٩ ص
(٥٢)
آدم و سگ
٤١ ص
(٥٣)
نمک نمک است، چه یک مُشت چه یک انگشت
٤١ ص
(٥٤)
شُکر نعمت از شِکر شیرین تراست
٤١ ص
(٥٥)
بی کفشی
٤١ ص
(٥٦)
خدا و بنده
٤٢ ص
(٥٧)
سپاسدار باش تا سزاوار نیکی باشی
٤٢ ص
(٥٨)
مال، تن، جان
٤٢ ص
(٥٩)
الهی به دادهات شکر، به ندادهات شکر
٤٣ ص
(٦٠)
الهی!
٤٣ ص
(٦١)
شکر رحمت کن که رحمت در پی است
٤٤ ص
(٦٢)
شکر کردن به حاجت نخستین، اجابتِ حاجت دومین بود
٤٤ ص
(٦٣)
چغندر تا پیاز شکر خدا
٤٤ ص
(٦٤)
شُکر در شعر
٤٧ ص
(٦٥)
شُکرنامه
٦٣ ص

شُکر از شِکر شیرین تراست - پوریزدی، رحمت - الصفحة ٢٧ - بنده ی شاکر

نزد آن درختى بروم كه خود نكاشته‌ام، و براى نگهدارى آن زحمتى متحمّل نشده‌ام، آن را وسيله روزى من قرار داده‌اى، و اين تو هستى كه بر دل كسى مى‌اندازى تا آن را از من بخرد و من با پول آن نانى را بخرم كه خود گندمش را نكاشته‌ام و تو آتش را براى من مسخّر كرده‌اى، تا با آن غذا را طبخ كنم، و مرا طورى آفريده‌اى كه با ميل و رغبت آن غذا را بخورم، تا توان بندگى تو را داشته باشم، پس سپاس تو را پیرمرد این حرف‌ها را می‌زد و گریه می‌کرد. داود٧ گفت: پسرم! بلند شو تا برويم، كه من هرگز بنده‌اى را نديده‌ام تا اين حد شاكر باشد.[١]

غافلگیری نعمت

شخصی به امام صادق ٧: گفت: من از خدا خواستم مالی به من عطا کند، عطا کرد. از او فرزند خواستم به من داد، خانه خواستم دعایم را مستجاب کرد می‌ترسم از باب استدراج باشد که هر چه می‌خواهم به من عطا می‌کند. حضرت فرمود: «أَمَا وَ اللَّهِ مَعَ الْحَمْدِ فَلا» به خدا قسم اگر سپاسگزاری کنی، استدراج نیست.[٢]

بنده ی شاکر

ابو حمزة از امام باقر ٧: روايت كند كه فرمود: در بنی‌اسرائیل مردى بود عابد كه از رزق و روزى محروم و به چیزی رو نمی‌کرد كه بهره‌اى از آن نصيبش گردد، زنى داشت كه خرجى او را می‌داد تا اينكه نزد آن زن نيز چيزى نماند و


[١]. مجموعه ورام، ج ١، ص ١٩.

[٢]. کافی، ج ٢، ص ٩٧.معنی استدراج در کلام امام حسین٧ توضیح داده شد.