صحابه از منظر اهل بيت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٥ - شواهد ارتداد به معناي ترديد
«جَاصَ جَيْصَةً»- كه براى عمار به كار رفته- به معناى نگرانى آزاردهنده از رخداد تكاندهنده است. حضرت سلمان نيز پيش خود انديشيد: چه شده كه مولا اميرمؤمنان عليه السلام با آن قدرت لايزالى، چنين آرام، تسليم پليدان گرديده است.
خلاصه، همگان در حيرت شدند كه چرا چنين رخدادى پيش آمد و هر يك به اندازه گنجايش خود، دچار حالت ترديد شدند؛ جز مقداد كه با عزمى آهنين، همچنان استوار ماند.
مقصود از ترديد، درماندگى در فهم مصلحت الهى است، از اين رو مرحوم ميرداد در شرح حديث ياد شده مىنويسد: «لَمْ يُردْ بِه الرِّدَّةُ عَن الْإِسْلَامِ، إِنَّما مَعْنَاه التَّخَلُّفَ عَن بَعْض الْحُقُوقِ الْوَاجِبَة»[١]؛ «مقصود، ارتداد از اسلام نيست، بلكه به معناى كوتاهى در بعضى تكاليف است.»
بلكه بايد گفت كه مقصود، ترديد آنها در تكليف نسبت به چنين پيشآمدى است؛ زيرا اين بلاتكليفى آنان را رنج مىداد.
ثانياً: افرادى كه در روايات ياد شده افزوده شدهاند، از خواص اصحاب و مواليان مولا اميرمؤمنان عليه السلام شمرده مىشوند؛ كسانى كه هرگز امكان ندارد كه در امر ولايت، ترديدى به خود راه داده باشند؛ براى نمونه مولا اميرمؤمنان عليه السلام درباره عمار مىفرمايد:
«ذَاكَ امْرُؤٌ خَلَطَ اللَّهُ الإِيمَانَ بِلَحْمِهِ وَ دَمِهِ و عظمه وَ شَعْرِهِ وَ بَشَرِهِ. لا يُفَارِق الْحَقّ سَاعَة، حَيْثُ زَالَ زَالَ مَعَه.»[٢]
كشى از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت مىكند: «عَمَّارٌ مَعَ الْحَقّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَمَّار
[١] . همان، ص ٥١.
[٢] . كنز العمّال، ج ١٣، ص ١٦٠.