صحابه از منظر اهل بيت
(١)
شناسنامه
٢ ص
(٢)
فهرست مطالب
٥ ص
(٣)
پيش گفتار
٧ ص
(٤)
تعريف صحابى در نگاه علامه معرفت
٩ ص
(٥)
آثار و فوايد تغيير در تعريف اصطلاحى
١١ ص
(٦)
1 محدودتر شدن دايره اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم
١١ ص
(٧)
2 موفقيت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در تحقق رسالت
١١ ص
(٨)
3 عدالت صحابه
١٢ ص
(٩)
احاديث ارتداد
١٣ ص
(١٠)
صحابه و تفسير قرآن
١٤ ص
(١١)
چكيده سخن
١٧ ص
(١٢)
شايستگان عنوان صحابه در قرآن و حديث
١٩ ص
(١٣)
گستره عنوان صحابه
٢٣ ص
(١٤)
صحابه از نگاه قرآن و اهل بيت عليهم السلام
٢٣ ص
(١٥)
صحابه در لغت
٢٥ ص
(١٦)
تعريف صحابه
٢٦ ص
(١٧)
تعريف ابن حجر و گستره آن
٢٧ ص
(١٨)
1 رهگذران ايمان آورده
٣٠ ص
(١٩)
2 خلافكاران
٣١ ص
(٢٠)
تعريف و گستره صحابه از ديدگاه اهل بيت
٤١ ص
(٢١)
1 صحابه از نگاه اميرمؤمنان عليه السلام
٤١ ص
(٢٢)
دو شرط صحابه از نگاه اميرمؤمنان عليه السلام
٤٣ ص
(٢٣)
اميرمؤمنان و توصيف صحابه
٤٨ ص
(٢٤)
2 صحابه از نگاه امام رضا عليه السلام
٤٩ ص
(٢٥)
3 صحابه از نگاه امام صادق عليه السلام
٥٠ ص
(٢٦)
4 صحابه در دعاي امام سجاد عليه السلام
٥١ ص
(٢٧)
صحابه راستين از نگاه انديشمندان
٥٧ ص
(٢٨)
استدلال مخالفان شيعه به حديث ارتداد
٦١ ص
(٢٩)
منظور از ارتداد
٦٢ ص
(٣٠)
شواهد ارتداد به معناي ترديد
٦٤ ص
(٣١)
مقصود از صحابه در احاديث
٧٣ ص
(٣٢)
اختلاف درجه اصحاب
٧٧ ص

صحابه از منظر اهل بيت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٤ - دو شرط صحابه از نگاه اميرمؤمنان عليه السلام

بدعت‌گذارى را زير چتر حمايت خود نگرفته باشد. امثال معاويه، درست برخلاف اين فرمايش، هم بدعت‌گذار در دين بودند و هم فضايى ايجاد كرده بودند كه بدعت‌گذاران در آن فضاى آلوده بتوانند به هر ننگ و بدعت دست بزنند و امثال سمره‌ها تحت حمايت آنان، آزادانه با خدا و رسول و قرآن و اسلام به ستيز برخيزند.

اينك چرا ابن حجر اين‌گونه افرادِ رو در رو با دين و ضرررسان به جامعه مسلمان را در شمار صحابه والاتبار جاى مى‌دهد؟

در صحيح بخارى و ديگر كتب معروف حديثى و تاريخى آمده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از ارتداد (بازگشت به جاهليت) برخى از اطرافيان نزديك خود خبر داده بود.

پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه‌اى مى‌فرمايد: «... أَلا وَ إِنَّهُ يُجَاءُ بِرِجَالٍ مِنْ أُمَّتِي فَيُؤْخَذُ بِهِمْ ذَاتَ الشِّمَال.[١] فَأَقُولُ: يَا رَبِّ، أصيحَابِي؟ فَيُقولُ: إِنَّكَ لا تَدْرِي مَا أَحْدَثُوا بَعْدَكَ؟ فَأَقُولُ- كَمَا قَالَ الْعَبْدُ الصَّالِحُ-: (وَ كُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً ما دُمْتُ فِيهِمْ، فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ)[٢] فَيُقَالُ: إِنَّ هَؤُلاءِ لَمْ يَزَالُوا مُرْتَدِّينَ عَلَى أَعْقَابِهِمْ‌[٣] مُنْذُ فَارَقْتَهُمْ ...»؛ «به يقين [در روز رستاخيز] مردانى‌


[١] . اشاره به آيه ٤١- ٤٦ سوره واقعه:( وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ الشِّمالِ. فِي سَمُومٍ وَ حَمِيمٍ. وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ. لا بارِدٍ وَ لا كَرِيمٍ. إِنَّهُمْ كانُوا قَبْلَ ذلِكَ مُتْرَفِينَ. وَ كانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِيمِ)؛« و ياران چپ؛ كدامند ياران چپ؟ در[ ميان‌] باد گرم و آب داغ؛ و سايه‌اى از دود تار؛ نه خنك و نه خوش؛ اينان بودند كه پيش از اين، نازپروردگان بودند؛ و بر گناه بزرگ پافشارى مى‌كردند.»

[٢] . مائده ٥: ١١٧.

[٣] . اشاره به آيه كريمه:( وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‌ أَعْقابِكُمْ ...)؛« و محمد، جز فرستاده‌اى كه پيش از او[ هم‌] پيامبرانى‌[ آمده‌اند و] گذشتند، نيست. آيا اگر او بميرد يا كشته شود، از عقيده خود بر مى‌گرديد؟» آل عمران ٣: ١٤٤.