صحابه از منظر اهل بيت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٤ - دو شرط صحابه از نگاه اميرمؤمنان عليه السلام
بدعتگذارى را زير چتر حمايت خود نگرفته باشد. امثال معاويه، درست برخلاف اين فرمايش، هم بدعتگذار در دين بودند و هم فضايى ايجاد كرده بودند كه بدعتگذاران در آن فضاى آلوده بتوانند به هر ننگ و بدعت دست بزنند و امثال سمرهها تحت حمايت آنان، آزادانه با خدا و رسول و قرآن و اسلام به ستيز برخيزند.
اينك چرا ابن حجر اينگونه افرادِ رو در رو با دين و ضرررسان به جامعه مسلمان را در شمار صحابه والاتبار جاى مىدهد؟
در صحيح بخارى و ديگر كتب معروف حديثى و تاريخى آمده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از ارتداد (بازگشت به جاهليت) برخى از اطرافيان نزديك خود خبر داده بود.
پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبهاى مىفرمايد: «... أَلا وَ إِنَّهُ يُجَاءُ بِرِجَالٍ مِنْ أُمَّتِي فَيُؤْخَذُ بِهِمْ ذَاتَ الشِّمَال.[١] فَأَقُولُ: يَا رَبِّ، أصيحَابِي؟ فَيُقولُ: إِنَّكَ لا تَدْرِي مَا أَحْدَثُوا بَعْدَكَ؟ فَأَقُولُ- كَمَا قَالَ الْعَبْدُ الصَّالِحُ-: (وَ كُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً ما دُمْتُ فِيهِمْ، فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ)[٢] فَيُقَالُ: إِنَّ هَؤُلاءِ لَمْ يَزَالُوا مُرْتَدِّينَ عَلَى أَعْقَابِهِمْ[٣] مُنْذُ فَارَقْتَهُمْ ...»؛ «به يقين [در روز رستاخيز] مردانى
[١] . اشاره به آيه ٤١- ٤٦ سوره واقعه:( وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ الشِّمالِ. فِي سَمُومٍ وَ حَمِيمٍ. وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ. لا بارِدٍ وَ لا كَرِيمٍ. إِنَّهُمْ كانُوا قَبْلَ ذلِكَ مُتْرَفِينَ. وَ كانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِيمِ)؛« و ياران چپ؛ كدامند ياران چپ؟ در[ ميان] باد گرم و آب داغ؛ و سايهاى از دود تار؛ نه خنك و نه خوش؛ اينان بودند كه پيش از اين، نازپروردگان بودند؛ و بر گناه بزرگ پافشارى مىكردند.»
[٢] . مائده ٥: ١١٧.
[٣] . اشاره به آيه كريمه:( وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ ...)؛« و محمد، جز فرستادهاى كه پيش از او[ هم] پيامبرانى[ آمدهاند و] گذشتند، نيست. آيا اگر او بميرد يا كشته شود، از عقيده خود بر مىگرديد؟» آل عمران ٣: ١٤٤.