شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ٢٨ - ٦ - مشابهت توحيد مفضل با قرآن كريم
شمرده شده است[١]؛ زيرا تفكر و انديشه، انسان را به خدا مىرساند. گاه انسان چيزى را مىداند ولى دانستن كافى نيست بايد در دانستهها انديشيد. امام صادق- عليه السّلام- در همين كتاب، بارها مفضّل را چنين خطاب مىكند: «انّك ترى ...»؛ يعنى: «تو مىبينى كه ...» براستى اگر مفضّل «مىداند» و بالاتر اينكه «مىبيند» امام از او چه مىخواهد؟ امام از او انديشه و عبرت مىخواهد؛ از اين رو همواره مىفرمايد: «اى مفضّل در ... انديشه كن و از ... درس عبرت بگير».
همه مردم مىدانند كه چوب بر روى آب مىماند و اين در نظر آنان امرى عادى است و مسأله خاصى در آن نيست امّا امام- عليه السّلام- مىفرمايد: در همين امر انديشه كنيد عادى بودن يك امر نبايد مانع انديشيدن شود، انسان از انديشه در همين امور به ظاهر ساده به مسائل بزرگى مىرسد.
همه مردم بارها سقوط سبيب را از درخت ديدهاند و اى بسا گاه بر سر عدهاى خورده باشد و آخى! هم گفته باشند امّا چرا در اين ميان تنها «نيوتن» از سقوط سيب بر زمين و طرح پرسشهاى فراوان به يك قانون بزرگ علمى (جاذبه عمومى) پى مىبرد؟؛ زيرا بديهى بودن و ساده بودن امور مانع انديشيدن او نشده است. بايد همه اجزاى اين عالم را به چشم انديشه بنگريم.
غالب مردم از شگفتيهايى چون، كهكشانها، آسمان، موشك، هواپيما، سفر انسان به كرات ديگر، شكافتن اتم و ديگر امور خارق العاده عبارت «جلّ الخالق» را بر زبان جارى مىسازند، در حالى كه «جليل» و «حكيم» بودن خدا در
[١] در باره فضيلت« تفكر»،« تدبر» و« تأمل» رجوع كن به:« المحجة البيضاء»، ج ٨، كتاب التفكر، ص ١٩٢ و بعد از آن.