شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ٧٧ - عدم آگاهى انسان به مدت عمر خود
چارهها در شكار حيوانات وحشى، پرندگان و ماهيان، به كارگيرى صنعتها و تجارت و بازرگانى و كسب اشاره كرد. بىشك اگر بخواهيم دانشهاى مفيد دنيوى ديگر را كه به سود انسان است برشماريم از شماره بيرون است و شرح آنها بدرازا مىكشد.
خداوند جلّ و علا تنها به انسان دانشهايى عطا فرمود كه به سود دين و دنياى اوست و او را از فراگيرى دانشهايى كه در شأن و طاقت او نيست باز داشته است؛ مانند دانش غيب، علم به آنچه واقع مىشود؛ علم برخى از آنچه واقع شده؛ چون: دانش فوق آسمانها و درون زمين، دانش ژرفاى برخى از آبها و بخشهاى جهان، دانش شناخت درون دلهاى مردم، شناخت ما في الارحام و دانشهايى چون اين دانشها كه از مردم پوشيده شده است.
گروهى دعوى دانستن اين دانشها را دارند و حال آنكه لغزشها و نادرستى سخنان و پيشگوييهاى آنان خود دليل بطلان ادعاى آنان است.
نيك بنگر كه چگونه تمام دانشهايى كه به سود دين و دنياى اوست به او داده شده و از ديگر شناختها محروم گشته تا نقص و كمال خود را دريابد؛ زيرا اين دو امر هر دو به سود اوست.
[عدم آگاهى انسان به مدت عمر خود]
اينك اى مفضّل! در عدم آگاهى انسان به مدت عمرش انديشه كن. اگر او به عمر كوتاهش پى مىبرد، هيچ لذتى نمىبرد و با علم به مرگ و انتظار آن، زندگى براى او گوارا و شيرين نبود، چنين كسى همانند شخصى است كه مالش نابود شده و يا در شرف نابودى است و احساس فقر و نابودى مال، او را هراسناك كرده. حال