شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ٧٦ - رفع نيازهاى دينى و دنيايى انسان
سخنگويى و انديشه و ذهنى براى درك اشيا و معانى نداشت، هيچ گاه قادر به سخن گفتن نبود. اگر كف دست و انگشتانى مناسب براى نوشتن نداشت، هيچ گاه توان نوشتن چيزى در او نبود. اين حقيقت را در نگرش و تأمل در حيواناتى درياب كه نه سخن مىگويند و نه مىنويسند؛ پس اصل و ريشه اين نعمتهاى سترگ، آفرينش حكيمانه خداى جلّ و علا و تفضل او بر آفريدگان است. آن كه سپاس گويد پاداش مىگيرد و آن كه كفر و ناسپاسى ورزد بىترديد خداى جلّ و علا از همه عالميان بىنياز است. (سوره نمل، آيه ٤٠)
[رفع نيازهاى دينى و دنيايى انسان]
اى مفضّل! بينديش كه خداوند جلّ و علا چه دانشى را به آدمى آموخت و عطا نمود و كدام را به او نداد؟ دانش دين و دنيا را به او ارزانى داشت. در باره دانش دينى، با نشانهها و براهينى كه در ميان آفرينش نهفته شده معرفت و شناخت آفرينشگر را و شناخت واجباتى چون، رعايت عدالت در ميان مردم، نيكى و احسان به پدر و مادر، اداى امانت، كمك به برادران دينى و ... را به او عطا كرد.
اين امور همه باعث مىگردند كه انسان مخالف و موافق در سرشت خود خداى را بشناسند و در فطرتشان به او اقرار و اعتراف نمايند.
همچنين دانش دنيا را نيز به او هديه نمود. از جمله اين نوع دانش مىتوان به دانش زراعت و درختكارى، دانش استفاده از زمين، نگاهدارى از گوسفندان و چهارپايان ديگر، جارى كردن و اخراج آبها از دل زمين بر روى آن، شناخت داروهاى شفا بخش بيماريهاى گونهگون، شناخت و بهرهگيرى از معادن مختلف كه از آنها جواهر استخراج مىشود، سوار شدن بر كشتيها، فرو رفتن در دل آب، انواع