شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ١٦٢ - مانى كور است و دلايل حكمت را نمىنگرد
درهم و خود به خود و تصادفى بدانيم؛ زيرا نيم ديگر آن را مىبينيم كه چه استوارى، حكمت و صوابى در آن است و اين مسائل خيال را از شتابزدگى در حكم كردنى اين چنين باز مىدارد. چه رسد به آنكه اگر تمام اشيا و حوادث هستى را تفتيش و تحقيق و وارسى كنيم به حكمت و تقديرى شگفت مىرسيم و اين حكمتها چنان است كه به ذهن احدى، چيز درستى خطور نمىكند مگر آنكه بهتر از آن را و حكيمانهتر از آن را در عالم هستى مىيابند.
[نام يونانى اين جهان هستى]
اى مفضّل! بدان كه نام اين جهان در نزد يونانيان «قوسموس» است. اين كلمه به معنى «آراستگى» است. كسانى كه دعوى فلسفه و حكمت دارند نامش را اين گونه نهادهاند. آيا اين نامگذارى جز براى آن است كه در آن، حساب و كتاب دقيق و نظم و حكمت را ديدند و راضى به اينها نشدند و در نهايت جهان هستى را «آراستگى» و «زينت» نام نهادند تا بگويند كه با تمام استوارى و حكمتى كه در آن نهفته در نهايت «حسن» و «بهاء» و زيبايى نيز هست.
[مانى كور است و دلايل حكمت را نمىنگرد]
اى مفضّل! در شگفت آى از قومى كه در طب عيبى نمىبينند و طبيب را بر خطا مىدانند اين گروه با اينكه هيچ چيز از عالم را بىخود و بىحكمت نمىنگرند ولى جهان را تصادفى و از سر خود مىپندارند. نيز شگفتا! كسانى دعوى حكمت مىكنند ولى حكمت را در آفرينش نمىبينند و زبان را به نكوهش آفرينشگر جلّ و علا گشودهاند. بلكه شگفتا از كار آن تيره بخت (مانى) كه دعوى دانستن اسرار