شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ١٦٠ - اشكالى ديگر بر تدبير آفرينش و پاسخ آن
ساعت به ساعت با عصا تهديد شوند و با علف تطميع گردند تا كار كنند. نيز هيچ كس به خاطر يقين به ثواب و هراس از عقاب كار نمىكرد. در اين صورت از مرز انسان خارج مىشدند و در حدّ حيوانات در مىآمدند. از امور غيبى آگاهى نداشتند و تنها به خاطر نعمتهاى حاضر دنيايى كار مىكردند.
همچنين اگر چنين بود شخص نيكوكار، تنها به خاطر روزى و امور دنيايى عمل نيكو مىكرد، و اگر كسى ستم نمىكرد تنها به خاطر عدم نزول عذاب آنى در دنيا بود. خلاصه اينكه تمام اعمال مردم از امور دنيايى سرچشمه مىگرفت و هيچ يقين و ايمان به خدا و آنچه در نزد اوست در كارشان نبود. نيز استحقاق ثواب و پاداش اخروى و جاودانگى آنها را نداشت. وانگهى هميشه چنان كه اين شخص اشكالكننده پنداشته است نيست و هميشه تمكن، غنا، فقر، عافيت و بلا خلاف قاعده و قياس جارى نمىگردند و بسيارى از مواقع بر وفق قياس است؛ از اين رو به خاطر تدبير و حكمت الهى و نيز به خاطر آنكه مردم خيال نكنند كه رزق و روزى براى كافران است و نيكوكاران از رزق محرومند و با اين پندار و به خاطر روزى زياد فسق و فجور را برگزينند، به اين خاطر بسيارى از صالحان را توانگر مىبينى.
همچنين [بخلاف پندار اين شخص] بسيارى از فاسقان آنگاه كه طغيانشان بالا مىگيرد و زيانشان بر مردم و خودشان بسيار افزوده مىشود، در همين دنيا معاقب و عذاب مىگردند. چنان كه «فرعون» غرق گشت، «بخت نصر» هلاك شد و «بلبيس» به قتل رسيد.
اگر مىبينى كه برخى از اشرار و فاسدان، مهلت يافتهاند و يا ثواب برخى از صالحان در سراى ديگر عطا مىشود به خاطر مصالحى است كه بندگان بر آنها آگاه