شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ١٦١ - اشكالى ديگر بر تدبير آفرينش و پاسخ آن
نيستند و هيچ تنافى و تضادى با تدبير و حكمت ندارد. حتى پادشاهان زمين نيز گاه اين شيوه را به كار مىبردند و بر تدبيرشان عيبى نيست و بلكه اگر چيزى را تأخير مىاندازند و يا چيزى را مقدّم مىگردانند دليل تدبير و نيكانديشى آنان است. قياس و قاعده آنان نشان آن است كه اشيا آفرينشگر حكيمى دارند و هيچ چيز مانع اجراى تدبير در ميان آنها نيست؛ زيرا خالق و آفريننده تنها در سه صورت خلق و آفرينش خود را مهمل مىگرداند و به حال خود مىگذارد: يا ناتوان و عاجز است، يا ناآگاه و بىخبر است و يا شرارت دارد و بدى در سرشت اوست. تمام اين موارد در كار آفرينش او جلّ و علا محال و ناشدنى است؛ زيرا اگر عاجز بود قادر نبود كه اين آفريدههاى شگفت و عظيم را بيافريند و اگر جاهل بود، اين همه حكمت و تدبير شگفت در آنها نمىنهاد و اگر بدخواه و شرور بود اقدام به آفرينش و انشاى آفريدگان نمىكرد.
حال كه چنين است، پس بايد، خالق اين هستى لا محاله مدبّر و حكيم نيز باشد اگر چه كنه و حقيقت اين تدبير [در بسيارى از مواقع] درك نشود؛ زيرا بسيارى از تدابير و حكمتهاى پادشاهان نيز در نزد عامّه مردم ناشناخته است و اينان از اسباب آنها بىخبرند و اگر بر آنها واقف شوند به صواب و تدبير كار او پى مىبرند.
اگر دارويى بر تو پوشيده باشد و در آن ترديد كنى، به دو يا سه بار تجربه حكم به سردى يا گرمى آن مىكنى، و شك تو برطرف مىشود، پس چرا اين منكران و نادانان با اين همه دليل كه در شماره نيايد معتقد به جريان تدبير و حكمت در هستى نمىگردند؟ اگر نيمى از عالم صوابش پوشيده باشد و حكمت نهفته در آن معلوم نگردد از عقل و درايت و صواب بدور است كه جهان را يكسره