شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ١٥٩ - اشكالى ديگر بر تدبير آفرينش و پاسخ آن
آنان يك جا تأمين نمىشود، اينجا هم پيش مىآيد. وانگهى اگر توليد مثل و توالد در ميانشان نباشد، انس و الفتهاى فاميلى و خويشاوندى، يارى كردن در وقت سختيها و فوايد تربيت فرزند و سرورى كه از فرزند حاصل مىشود يكسره از ميان مىرود.
اينها همه دليل آن است كه جز آنچه با تدبير و حكمت پديد آمده تمام خيالپردازيها و اقوال و آراء ديگر ناصواب و بىثمر است.
[اشكالى ديگر بر تدبير آفرينش و پاسخ آن]
شايد كسى به گونهاى ديگر بر تدبير و حكمت عالم اشكال كند كه: اين چه تدبير است و حال آنكه مردمى عزيزند، گروهى كه زورمندند، بر ناتوانان ستم مىكنند و مالشان را بغصب مىگيرند، ناتوان مورد ستم واقع مىشود و بيچارگان پايمال اقويا مىگردند، صالح و مؤمن، فقير و گرفتار و فرد فاسق و فاجر در نعمت و رفاه است و كسى كه مرتكب گناهانى بزرگ شده بزودى معاقب نمىگردد. اگر در عالم، تدبير و حساب و كتاب دقيقى حكومت مىكرد بايست همه چيز مناسب و حساب شده بود، به صالح، نعمت و روزى مىرسيد و كافر و فاسق از آن محروم مىگشتند و زورمند هيچ گاه اجازه ستمگرى بر ناتوان نمىيافت. همچنين اگر تدبيرى بود بايد شخص گناهكار بسرعت معاقب و گرفتار عذاب مىگشت.
در پاسخ به اين مستشكل بايد بگوييم:
اگر چنين بود، جايگاه رفيع «احسان» و نيكوكارى كه وجه امتياز انسان از ديگر آفريدگان است از بين مىرفت، كسى به خاطر ثواب و پاداش و اعتماد و اطمينان به وعده الهى كار نيك و عمل صالح انجام نمىداد. همچنين در اين صورت، مردم به حيوانات شبيه بودند كه خود اختيارى نداشتند، در نتيجه بايد