شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ١٥٧ - مرگ و نيستى و انتقاد جاهلان و پاسخ به آنان
كوتاه سخن اينكه آفرينشگر والامرتبه، با حكمت و قدرت خود همه اين امور را به سود و مصلحت همه مىگرداند. چنان كه اگر توفان، درختى يا نخلى را از ريشه در آورد سازنده ماهر، آن را بر مىدارد و در جايهاى فراوان به كار مىگيرد.
تدبيرگر و حكيم عالم نيز چنين است. اگر بلاهاى جانى و مالى فرود آيد همه را به سود و مصلحت همه مردم مىگرداند.
اگر بگويد: اصلا چرا واقع مىشوند؟
در پاسخ گفته مىشود: براى آنكه فاجران و فاسدان از سلامتى و راحتى در گناه و فسق و فجور بيشتر و گناهان افزونتر گرفتار نيايند و نيكوكاران نيز از تلاش و مجاهده [كه لازمه آن تحمّل دشواريها و ناگواريهاست] باز نمانند. غالبا اين دو حالت زمانى رخ مىنمايند كه مردم در راحتى و وفور نعمت باشند و اين بلاها آنان را از سقوط باز مىدارد و به آنچه سود و مصلحت آنان در آن است آگاه مىسازد.
اگر از اين بلاها در امان و راحت باشند، در طغيان و معصيت فرو مىروند، چنان كه مردم در آغاز چنين بودند و چنان در معصيت و فساد غرق شدند كه به بلا و طوفان گرفتار گشتند تا زمين از لوث آنان پاكيزه شود.
[مرگ و نيستى و انتقاد جاهلان و پاسخ به آنان]
از جمله چيزهايى كه منكران براى انكار حكمت و تقدير ذكر مىكنند، مرگ و نيستى است. آنان معتقدند كه بايد انسان در اين دنيا نميرد و هميشه زنده بماند و همه اين آفتها و بلاها به آنان نرسد.
اگر به عمق و نتيجه اين كار توجه شود فساد آن پيداست.
اگر هر كه وارد زمين مىشد و مىماند و احدى نمىمرد، آيا زمين تنگ