درسهايى از وصيت نامه امام خمينى( ره) - شفيعى مازندرانى، محمد - الصفحة ٢١
معنى ثقل
«ثَقَل» و «ثِقْل» به هر چيز نفيس و گرانبها و نيز شىِ سنگين گفته مىشود. اين واژه همچنين در مفهوم تضايفى و سنگينى نسبى به كار مىرود؛ مثلًا شى سنگينتر در برابر شى سبكتر را «ثَقَل» مىگويند.[١] به زاد و توشه و بار و بُنه مسافر نيز «ثَقَل» گفته مىشود.[٢] «ثِقْل» به گنجهاى نهفته در دل زمين و نيز به معنا هر چيزى كه قابليَت توزين داشته باشد و مورد رقابت مردم قرار گيرد نيز آمده است.[٣]
ج. راز توصيف به «ثقل»
اين پرسش قابل توجّه است كه چرا پيامبر عظيمالشّأن اسلام صلى الله عليه و آله دو يادگار خود در ميان ما را به «ثَقَل» توصيف نموده است. در پاسخ اين پرسش نظرهاى مختلفى از سوى عالمان طراز اوّل اسلام از شيعه و سنّى ارائه شده است؛ از جمله به چند قول اشاره مىكنيم:
«ابناثير»، لغتدان و حديثشناس معروف اهل سنّت مىنويسد: «سَمّا هُما ثَقَلَيِن اعْظاماً لِقَدْرِهما و تعظيماً لشأنها؛[٤] پيامبر، قرآن و اهلبيت را به خاطر عظمت قدر و بزرگداشت منزلت آنها «ثَقَلَيْن» ناميد».
«ابن ابىالحديد» شارح معروف نهجالبلاغه در اين باره مىنويسد:
«ثقل» بار و اسبابى را گويند كه مسافر آنها را با خود حمل مىكند. پيامبر، قرآن و اهل بيت را به بار و اسباب خود تشبيه كرده و آنها را متاع خود دانسته است كه حتماً به او بازگردانده خواهد شد؛[٥] (اسباب و متاعى كه پيامبر آنها را به رسم امانت در ميان ما باقى گذارده است).
ولى پاسخ اساسى همان است كه «ابناثير» در النهايه به آن اشاره كرده است:
متابعت و پيروى از اين دو، سنگين و طاقتفرسا است و از عهده افراد سستْ عنصرِ دنياگرا و شيفته زندگى دنيوى برنمىآيد.[٦]
[١]. مفردات، ماده« ثقل»، ص ٨٠؛ نهجالبلاغه، صبحى صالح، ص ٥٩٧.
[٢]. نهجالبلاغه، ص ٥٩٧.
[٣]. ر. ك: مجمعالبحرين، ماده« ثقل»؛ زمخشرى، اساس البلاغه، ماده« ثقل»؛ اقرب الموارد، ماده« ثقل».
[٤]. النهايه، ج ١، ص ٢١٦.
[٥]. ابنابىالحديد، شرح نهجالبلاغه، ج ٦، ص ٣٨٠، ذيل تفسير خطبه ٨٦.
[٦]. النهايه، ماده« ثقل» ج ١، ص ١١٦.