درسهايى از وصيت نامه امام خمينى( ره) - شفيعى مازندرانى، محمد - الصفحة ٦٦
ج. معناى استضعاف
يكى از واژههايى كه در قرآن معمولًا همراه با واژه ضدِّ خود به چشم مىخورد، كلمه «استضعاف» است. «استضعاف» از ماده «ضعف» و داراى معانى مختلفى است؛ از جمله:
١. به ضعف كشانده شدن، محروم شدن يا مورد تحميل محروميّت قرار گرفتن.
٢. ضعيف پنداشته شدن و به حساب نيامدن.
٣. ضعيف بودن (ضعف بدنى، مالى و ...).
اين كلمه يا توجّه به معناى اوّل و دوم، مفهوم «مستضعف» يا «مستكبر» را تداعى مىكند؛ زيرا تا «مستكبر» (ضدّ مستضعف) نباشد، «استضعاف» صورت نمىپذيرد. معناى سوم بسا كه از «استضعاف» معلول ضعف بدنى و نارسايى فكرى و عقلى شخص «مستضعف» باشد و در اين صورت لازم نيست تا پاى مستكبرى به عنوان عامل استضعاف به ميان آيد «استضعاف» از مادّه «ضعف» از باب «استفعال» است كه بيشتر در دو معناى اوّل و دوم به كار مىرود؛ زيرا باب استفعال در اينجا به معناى «خواستار بودن» و «طلب كردن» است. مفسّر معروف، طبرسى در مجمعالبيان ذيل آيه ٩٧ سوره نساء مىنويسد: «الاستضعاف طلب ضعف الشىء؛ استضعاف به معنى طلب ضعف شى است».
در حديث نبوى نيز آمده است: «و المكرَه لايكون الّامستضعفاً؛[١] كسى كه چيزى بر او تحميل گشته است، جز مستضعف نيست».
استضعاف پديدهاى است كه حاصل تضعيف، به ضعف كشاندن و يا ضعيف پنداشته شدن مستضعفان از سوى مستكبران است و كمتر مستضعفى در جوامع بشرى به چشم مىخورد كه در استضعاف او پاى مستكبرانى با عناوينى چون: شاه، طاغوت، طاغوتچه، قدرتمندان وابسته، زراندوزان كفركيش، سرمايهداران از خدا بىخبر، دنياپرستان زالو صفت، قدرتها و ابرقدرتها در ميان نباشد.
د. انواع استضعاف
استضعاف بر چند گونه است:
١. استضعاف عقيدتى.
٢. استضعاف فرهنگى و علمى (فكرى و عقلى).
٣. استضعاف اقتصادى.
[١]. معجم المفهرس لالفاظ الحديث النبوى، مادّه« ضعف».