درسهايى از وصيت نامه امام خمينى( ره) - شفيعى مازندرانى، محمد - الصفحة ٨٤
٢. اصل حلالخوارى
يكى از اصول مسلّم اسلام، اصل حلالخوارى و پرهيز از حرام خوارى است. غذاى حلال و حرام در ساختار روحى آدمى مؤثّر است و تأثير تربيتى آن را نمىتوان ناديده انگاشت.[١]
امام قدس سره در فلسفه تأسيس حكومت اسلامى به اين نكته توجّه مىدهد.[٢]
٣. اصل محدوديّت مالكيّت و تكاثر ثروت
مالكيّت اسلامى و نظام اقتصادى اسلام، داراى ويژگىهاى مخصوص به خود است. مالكان در اين نظام بهعنوان وكيلان خدا در ميان بشر، مسووليّت سنگين رسيدگى به نيازمندان را بر عهده دارند.[٣] سرمايهدار مسلمان، آزاد نيست تا از هر راه، كسب مال كند، آن را به هرگونه مصرف نمايد و به دلخواه خود بيندوزد؛ محدوده عمل او در مدار قانون اقتصادى اسلام است، و گرنه حاكم اسلامى اموال او را به عنوان ثروت نامشروع، باز خواهد گرفت. ميدان عمل او از حيث مصرف نيز محدود است و نمىتواند به هر گونه كه هواى نفس او فرمان مىدهد، عمل نمايد. همچنين انفاقها و ماليات واجب اسلامى را بايد طبق موازين پرداخت كند.
قرآن در وصف پرهيزكاران مىگويد: «و فى اموالهم حقّ للسّائل و المحروم؛[٤] و در اموال پرهيزكاران حقّى براى سائل و محروم هست». «سائل» در اين جا كسى است كه توان كار را از دست داده است و «محروم» كسى است كه از عقل و قدرت هوشى برخوردار نيست.[٥]
طبرسى در جوامعالجامع (ذيل تفسير سوره ذاريات) مىنويسد: «سائل كسى است كه گدايى مىكند، ولى محروم، چون آبرودار است از گدايى خوددارى مىنمايد».
سرمايهدار مسلمان اگر طبق موازين عمل كند، هم جامعه از او سود مىبرد و هم ثروتى انباشته نمىشود، سرمايهدار مسلمان در پى جلب رضاى خدا است؛ او با تلاش و كار و ابتكار، به ثروت دست مىيابد تا بتواند با آن به جامعه خدمت كند و ديگران را به نوا برساند و
[١]. امام خمينى، ولايت فقيه، ص ١٦٠ و ١٦١.
[٢]. قال رسولاللّه- صلى اللّه عليه و آله-:« من طلب الحلال اربعين يوماًنوّر اللّه قلبه و اجرى ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه» و قال ايضا:« لولا انّ الشياطين يحومون الى قلوب بنى آدم لنظروا ملكوت السماوات و الارض». بعضى از ياران پيامبر از ايشان خواستند دعا كند تا آنان را مستجاب الدعوة گرداند. آن حضرت فرمود:« اطب طعمتك تستجب دعوتك؛ لقمهات را پاك گردان تا دعايت مستجاب شود».( جامع السعادات، ج ٢، ص ١٨٣)
[٣]. حديث معروف قدسى:« الأغنياء وكلائى».( ر. ك: سبزوارى، جامعالأخبار، فصل ٣٦، ص ٩٤)
[٤]. ذاريات/ ١٩.
[٥]. ابنجمعه، نورالثقلين، ج ٥، ص ١٢٤، ذيل آيه مورد بحث.