درسهايى از وصيت نامه امام خمينى( ره) - شفيعى مازندرانى، محمد - الصفحة ٩٢
طرح مسأله اخوّت ميان مسلمانان، پيوند و اتّحاد اجتماعى را تحكيم مىبخشد و در پرتو طرح برقرارى ارتباط سالم با ملل ديگر موجب ظهور تفاهم و همزيستى مسالمتآميز مىشود.[١] اسلام از اين راه در جامعه، از قطرهها حويبار، از جويباران سيلاب، از سيلابها رودى خروشان، از رودها درياچه و درياى عظيم يكپارچهاى از انسانها فراهم مىآورد.
توجّه به اين مسأله سرلوحه رسالت همه انبياى الهى بوده است؛[٢] زيرا در پرتو اخوّت، جامعهآباد مىشود، امنيّت برقرار مىگردد، دلها سكونت و آرامش مطلوب خويش را باز مىيابند، زندگىها سامان مىگيرد، جهاد با كافران و دفاع در برابر يورش آنها صورت مىپذيرد و خواستههاى الهى انبيا تحقّق مىيابد.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله همواره مسلمانان را به برادرى صادقانه با يكديگر فراخوانده و پس از هجرت نيز علاوه بر ايجاد اخوّت ميان آنان، به گسترش وحدت مسلمانان با پيروان مكاتب غيراسلامى نيز توجه داشته است.[٣] امضاى پيمان نامهها باقبايل يهودى، مسيحى و ... در آن روز گواه اين مدّعا است. پيامبر اسلام براى تحقّق اين هدف همواره اخوّت و وحدت را تمجيد و تفرقه و جدايى را نكوهش كرده است.[٤] پيامبر صلى الله عليه و آله آثار گرانقدر همزيستى مسالمتآميز و نيز پىآمدهاى ناگوار تفرقه را خاطر نشان مىكرد.[٥]
در قرآن كريم نيز آيات فراوانى در اين مسأله وجود دارد، از جمله:
١. واعتصموا بحبل اللّه جميعاً و لاتفرقوا، واذكروا نعمتاللّه عليكم اذكنتم أعداءً فألَّف بين قلوبكم فأصبحتم بنعمته اخواناً؛[٦]
هميشه به ريسمان الهى چنگ زنيد و پراكنده نشويد. نعمت الهى را به ياد آوريد كه روزگارى دشمن يكديگر بوديد و خداوند دلهايتان را به يكديگر پيوند داد و به لطف الهى برادران يكديگر شديد.
[١]. فريد وجدى، دايرةالمعارف، مادّه« أخ».
[٢]. شرع لكم من الّذين ما وصّى به نوحا والّذى اوحينا اليك و ما وصّينا به ابراهيم و موسى و عيسى ان اقيمواالدين و لاتنفرقوافيه.( شورى/ ١٣)
[٣]. سيوطى، درّالمنثور، ج ٢، ص ٦٢.
[٤]. عنالنبى قال: يداللّه معالجماعة.( صدر المتألهين، تفسير القرآن، سوره سجده، ص ٢٠)
عن النبى قال: ايّاك و الهجران و ان كنت لا بدّ منه فلاتهجر ثلاثة ايام.( مجلسى، عينالحياة، ص ٦٣)
[٥]. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: من مات مفارقاً للجماعة فانه يموت فقد مات مينة جاهلية.( المعجم المفهرس لألفاظ الحديث النبوى، ماده« فريق» ...)
[٦]. آل عمران/ ١٠٣.