درسهايى از وصيت نامه امام خمينى( ره) - شفيعى مازندرانى، محمد - الصفحة ٦٢
د. احساس شخصيّت
امام قدس سره همواره تأكيد مىكرد كه خودباورى و احساس شخصيّت، يكى از عوامل مهم رويكرد به استقلال است:
اگر مىخواهيم وابسته نباشيم بايد باور كنيم كه خودمان شخصيّت داريم.[١] تا خودمان را پيدا نكنيم، نمىتوانيم مستقل بشويم.[٢] منطق ما منطق اسلام است. منطق اسلام اين است كه سلطه غير بر شما نباشد نبايد شما تحت سلطه غير باشيد. نبايد تحت سلطه اجنبى باشيم.[٣] بايد همه چيز از خودمان باشد و در آداب و رسوم، خودمان را از غرب جدا كنيم.[٤] از همان بچّهها شروع كنيم و تنها مقصودمان تحوّل انسان غربى به انسانى اسلامى باشد.[٥] علماء اعلام ... دولتها را دعوت كنند كه از وابستگى به قدرتهاى بزرگ خارجى خود را رها كنند و با ملّت خود تفاهم كنند، در اين صورت پيروزى را در آغوش خواهند كشيد.[٦] حكومت اسلامى را مستقر كنيد. با عدل اسلامى، همه و همه در آزادى و استقلال و رفاه خواهند بود.[٧]
پرسش
١. خودكفايى چيست و چرا امام به مسأله خودكفايى توجّه تامّ داشت؟
٢. مهمترين انواع استقلال چيست و چرا امام به استقلال همه جانبه كشور مىانديشيد؟
٣. كدام نوع استقلال، مبدأ استقلالهاى ديگر است؟
٤. مهمترين راههاى دستيابى به استقلال كدام است؟
٥. رابطه ميان خودكفايى و استقلال را توضيح دهيد.
[١]. همان، ج ١٣، ص ١٨٥.
[٢]. همان، ج ١٠، ص ٢٨١ و ٧٦.
[٣]. همان، ج ٢، ص ١٣٩.
[٤]. همان، ج ١٩، ص ٢٤١.
[٥]. همان، ج ١٥، ص ١٩٢.
[٦]. وصيّتنامه، ص ٢٢، سطر ٢٢- ٢٠.
[٧]. صحيفه نور، ج ٦، ص ٧٧.