درسهايى از وصيت نامه امام خمينى( ره)

درسهايى از وصيت نامه امام خمينى( ره) - شفيعى مازندرانى، محمد - الصفحة ٤٦

ما هرچه داريم از محرّم است و بايد به عمق تأثير آن در عالم توجّه داشت و ما با همين مجالس عزا و گريه قدرت ٢٥٠٠ ساله را شكستيم.[١] آرى طاغوت پهلوى چنانكه حضرت امام بدان تصريح دارند، در پرتو شور و حماسه محرّم شكست و در نهضت مشروطيت نيز چنين بود.

ج. استوارى در راه‌

امام راحل در اين باره مى‌فرمايد:

حضرت زينب كه درباره مصيبت وارده بر او گفته شده است: تصغر عنده المصائب، بنى‌اميّه را آن‌چنان تحقير كرد كه در عمر خود چنين تحقير نشده بودند.[٢] شما ملاحظه كنيد ... وقتى در آن مجلس پليد يزيد صحبت مى‌شود، حضرت زينب- سلام اللّه عليها- قسم مى‌خورد: ما رأينا إلّاجميلا.[٣]

د. عمل به وظيفه‌

امام راحل مى‌فرمود:

كسى كه در صدد عمل به وظيفه است، كسى كه خالصانه، جهت جلب رضاى حق گام برمى‌دارد، از شكست‌هاى مقطعى، يأسى به خود راه نمى‌دهد اين روحيه بود كه ملّت ما را پيروز كرد و


[١]. همان، ج ١٦، ص ٢٠٩.

ابراهيم صفايى يكى از تاريخ نويسان معاصر مى‌نگارد.

« ماه محرّم ١٣٢٣ ه. ق. فرا رسيد. به علّت برگزارى مراسم مذهبى در ماه‌هاى محرّم، صفر و ماه رمضان همواره اين ماه‌ها آغاز تحوّلات شگرف و نوينى در تاريخ ايران بوده‌اند. در اين ماه‌ها علما و روحانيون با استفاده از اجتماع مردم، ظلم و ستم دولت و دربار را آشكار مى‌نمودند. در اين سال نيز در چنين ماهى سخنرانان مذهبى و روحانيون در اعتراض به ذلّت و خوارى مسلمانان و جامعه اسلامى در برابر بيگانگان زبان به فرياد گشودند و در مجالسى كه در مساجد و حسينيه‌ها و خانه‌ها برقرار شد، دولت را مورد انتقاد قرار دادند و نهضتى را كه از مدّتى قبل آغاز شده بود، به هدف نزديك‌تر كردند .... آيت‌اللّه بهبهانى كه در منزل خويش به مناسبت ماه محرّم مجلس سوگوارى برپا كرده بودند، خود بر فراز منبر رفته، از زيان‌هاى« نوز» و همكارانش نسبت به اقتصاد كشور و خيانت‌هاى آنان در اداره گمرك سخن گفت و عزل« نوز» را خواستار شد. به دنبال سخنان آيت‌اللّه بهبهانى آشوب و بلوايى برپا شد و هيجان مردم براى مبارزه با دولت بيشتر شد و تظاهراتى در بازار عليه« نوز» انجام گرفت و منجر به تأسيس عدالتخانه و محدوديّت قدرت شاه و تشكيل مشروطيت گرديد.»( ابراهيم صفايى، رهبران مشروطه، چاپ دوم، سازمان چاپ و انتشارات جاويدان، تهران ١٣٦٢، ص ١٧٩)

[٢]. صحيفه نور، ج ١٧، ص ٦٢- ٥٩.

[٣]. تبيان، دفتر سوم، ص ٨٥، ٨٦ و ٩٨.