درسهايى از وصيت نامه امام خمينى( ره)

درسهايى از وصيت نامه امام خمينى( ره) - شفيعى مازندرانى، محمد - الصفحة ٢٧

شروع شد. خودخواهان و طاغوتيان، قرآن كريم را وسيله‌اى كردند براى حكومت‌هاى ضدّ قرآنى و مفسّران حقيقى قرآن و آشنايان به حقايق را كه سراسر قرآن را از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دريافت كرده بودند و نداى‌ «انى تارك فيكم الثقلان» [الثقلين‌] در گوششان بود با بهانه‌هاى مختلف و توطئه‌هاى از پيش تهيّه شده، آنان را عقب زده و با قرآن، در حقيقت قرآن را كه براى بشريّت تا ورود به «حوض»، بزرگ‌ترين دستور زندگانى مادّى و معنوى بوده و هست از صحنه خارج كردند و بر حكومت عدل الهى كه يكى از آرمان‌هاى اين كتاب مقدّس بوده و هست خط بطلان كشيدند و انحراف از دين خدا و كتاب و سنّت الهى را پايه‌گذارى كردند تا كار به جايى رسيد كه قلم از شرح آن شرمسار است.[١]

اين بخش از وصيّت‌نامه، هشدارى به همه مسلمانان است كه در گذشته با كنار زدن امامت و ولايت، زمينه مهجوريّت و كنار زدن قرآن را فراهم ساختند؛ پس مسلمانان امروز بايد به هوش باشند تا خطّ سابق، تداوم نيابد و خواست و ايده رسول خدا صلى الله عليه و آله ناديده كرفته نشود.

همچنين در اين گفتار، راز اصلى و خطوط كلّى انحراف و اختلاف مسلمانان ترسيم گشته است كه عبارتند از:

١. كنار زدن آگاهان و آشنايان راستين و مفسّران حقيقى قرآن از صحنه‌هاى سياسى و اجتماعى.

٢. خارج ساختن قرآن از دستور كار و عينيّت جامعه.

٣. از بين بردن آرمان مقدّس قرآن يعنى حكومت اسلامى در جامعه.

٤. به دور نگهداشتن مردم از خدا، كتاب و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله‌

اين چهار نكته، بيانگر دردهاى اصلى امام و پيروان او و نيز بر ملأ كننده اعمال طاغوتيان است و البته چاره درد نيز توجّه به اين چهار نكته است؛ يعنى آمدن مفسّران حقيقى قرآن به صحنه سياسى و اجتماعى جامعه، آوردن قرآن به متن زندگى مردم به‌عنوان قانون اساسى و دستورالعمل زندگى و همچنين برپايى حكومت دينى و حاكميّت دستورهاى آسمانى و دعوت مردم به انجام فرمان‌هاى خدا و عمل به سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله.


[١]. همان، ص ٢- ١، سطر ٦- ٢٦.