درسهايى از وصيت نامه امام خمينى( ره)

درسهايى از وصيت نامه امام خمينى( ره) - شفيعى مازندرانى، محمد - الصفحة ١٤٤

بالعدل بين الأحمر و الأسود؛[١]

اجراى حدود الهى بر آشنا و بيگانه به‌طور عادلانه، قضاوت فقط براساس قرآن چه در هنگام خشنودى و چه در هنگام ناخشنودى و تقسيم بيت‌المال به‌طور عادلانه براساس انصاف ميان همه نژادهاى مختلف. آن حضرت خود در عمل همواره در صراط عدل استوار بود و هميشه به كارگزاران خود سفارش مى‌كرد كه همه انسان‌ها (مسلمانان و غيرمسلمانان) بايد عادلانه در حوزه ولايت شما به حقّ خود برسند.[٢] امام على عليه السلام هم‌چنين مى‌فرمود:

العدل افضل من الشجاعة لأنّ النّاس لواستعملوا العدل عموماً فى جميعهم لأستغنوا؛[٣]

عدالت از شجاعت برتر است؛ زيرا اگر مردم همواره در همه جهات براساس عدل عمل كنند جامعه‌اى سرافراز و بى‌نياز خواهند داشت.

امام على عليه السلام ملاك اصلى كردارها را عدل مى‌دانست‌[٤] او مى‌فرمود: «العدل نظام الأمرة؛[٥] اساس زمامدارى عدالت است». او خاطر نشان مى‌كرد كه: «العدل الحياة»؛[٦] عدل، حيات است».

و نيز مى‌فرمود: «والعدل قوام الرعيّة و كمال الولاة؛[٧] عدل مايه ثبات جامعه و كمال زمامداران است».

طبق رهنمود امام صادق عليه السلام عدالت يكى از سه مسأله‌اى است كه همگان بدان نيازمندند:

ثلاثة اشياء يحتاج الناس طرّا اليها: الأمن و العدل و الخصب؛[٨]

همه مردم به سه چيز احتياج دارند: امنيت، عدالت و رفاه.

نتايجى چند پيرامون ديدگاه اسلام درباره عدالت عبارتند از:

١. هر فرد با توجّه به اهمّيّتى كه اسلام براى عدالت قائل است، آن را معيار كسب مسئوليت‌هاى اجتماعى (امامت جمعه و جماعت، رهبرى جمعيّت سياسى و اجتماعى، رياست جمهورى، امور قضايى، قوّه مقنّنه و ...) مى‌داند و آن را از طرق مختلف، در خود مى‌آفريند.

٢. مردم با توجّه به وجود عدالت، درباره امور جارى كشور دلهره‌اى نخواهند داشت؛


[١]. حكيمى، محمدرضا، الحياة، ج ٢، ص ٤٣٥.

[٢]. نهج‌البلاغه، نامه ٥٢( عهدنامه مالك اشتر).

[٣]. ابن‌ابى‌الحديد، شرح نهج‌البلاغه، ج ٢٠، ص ٣٣٣.

[٤]. ناسخ التواريخ، ج ٥، ص ٢٩١.

[٥]. غررالحكم، آمدى.

[٦]. ناسخ التواريخ، ج ٥، ص ٣٢٠.

[٧]. همان.

[٨]. بحارالانوار، ج ٧٨، ص ٢٣٤.