درسهايى از وصيت نامه امام خمينى( ره)

درسهايى از وصيت نامه امام خمينى( ره) - شفيعى مازندرانى، محمد - الصفحة ١٣٩

مملكت مغلوبه مشهود بود، نه نفوذ و استيلاى فرهنگى، ولى اسلام و مسلمين نفوذ فرهنگى نيز به دست آورده‌اند.

ترديدى نيست كه مصر با داشتن فرهنگ متمدّن ٧٠٠٠ ساله، زيربار فرهنگ هيچ فاتح قدرت‌مندى نمى‌رفت ولى در برابر اسلام در طول يك قرن كاملًا خضوع كرد؛ فرهنگ ٧٠٠٠ ساله را كنار گذاشت و به زبان و مذهب جديدى روى آورد.[١] تمدّن اسلامى در مغرب زمين نيز به همان قدر بود كه در مشرق زمين تأثير داشت، به ويژه در قسمت علوم، ادبيات و اخلاق كه تأثير آن بى‌حدّ و حصر بود.[٢] اعتراف دارم كه تمدّن اسلامى به تمام دنيا تأثير محيّرالعقول داشته، نفوذ اسلامى، اقوام وحشى اروپا را داخل در طريق انسانيّت كرده و درب علوم، فنون و فلسفه را كه به كلّى از آن بى‌خبر بودند به روى آنها گشوده است.

مسلمين تا مدّت ٦٠ سال استاد ما (اروپاييان) بوده‌اند.[٣] در قرون وسطى (١٤٩٥- ٤٨٦) علوم و فنون يونان و روم فقط به وسيله مسلمين در اروپا انتشار يافته و تا مدّت ٥٠٠ سال كتاب‌هاى آنها در مدارس تدريس مى‌شود.[٤] هندوستان، مصر، ايران و آفريقا داراى شرايع بودند، ولى از زمانى كه اسلام را شناختند حاضر نشده‌اند زيربار قانون ديگر بروند.[٥]

نتيجه‌

دقّت در رهنمودهاى دين براى دستيابى بشر به دانش، اين حقيقت را روشن مى‌سازد كه دين از طريق رشد علوم، فنون و هنرها در ميان بشر، طريق هدايت‌گرى خويش را مى‌پيمايد.

در مكتبى كه پيامبرش مأموريت دارد تا بشر را از هرگونه جهل برهاند و افق‌هاى روشن سعادت‌مندى را فراروى بشر قرار دهد و از آنان بخواهد همان‌گونه كه براى تأمين زندگى اخروى خود تلاش مى‌كنند، براى تأمين زندگى دنيوى خود نيز گام بردارند.[٦] و زندگى‌


[١]. تمدن اسلام و غرب، ص ٧٠٢، ٧٠٦ و ٧٢٦.

[٢]. همان.

[٣]. همان.

[٤]. همان، ص ٤ و ٥.

[٥]. همان.

[٦]. قال الصادق عليه السلام: ليس منّا من ترك دنياه لاخرته او آخرته لدنياه( فيض كاشانى، مفاتيح‌الشرايع، ج ٣، ص ٦؛ زهداسلامى، شفيعى مازندرانى، ص ٦٤)