درسهايى از وصيت نامه امام خمينى( ره) - شفيعى مازندرانى، محمد - الصفحة ١٣٠
لاتنفذون إلّابسلطان؛[١]
اى جمعيّت جنّ و انس! اگر مىتوانيد در اقطار آسمانها و زمين نفوذ كنيد، كوتاهى نكنيد و دست به كار شويد. اين دستيابى و موفقيّت جز در پرتو ابزار و وسايل لازم عملى نيست.
در اين آيه به جهانشناسى و بهرهمندى از «سلطان» (ابزار علمى) توجّه شده است. نكته قابل توجّه اين است كه وحى در قلمرو متافيزيك كاربرد دارد و عقل و علم (حسّ و تجربه) در امور فيزيكى، امّا در همين موارد نيز وحى كاربردهايى دارد كه از عقل و حسّ، كارى ساخته نيست.
گاليله كه خود يك كاتوليك نيك اعتقاد بود و بين عقايد علمى و دينىاش تعارض نمىيافت، معتقد بود از آنجا كه خداوند متعال هم نگارنده كتاب تكوين طبيعت و هم فرستاده كتاب تدوين وحى (كتاب آسمانى) است، اين دو سرچشمه معرفت نمىتوانند با هم معارض باشند.[٢]
همچنين «رابرت بويل» اوّلين كسى كه تمايز ميان حيات عناصر شيميايى و موادّ مركب را كشف كرد، مىگفت:
علم، يك رسالت دينى است كه عبارت است از كشف اسرار صنع بديعى كه خداوند در جهان پديد آورده است.[٣]
يعنى رسالت دين، كشف حقايق هستى است و علم مىتواند در تحقّق اين رسالت بهدين كمك كند. «اسپرت» صريحاً مىگويد: «علم، ياور ارجمندى براى دين است».[٤] به قول «ماكس پلانك» دانشمندى كه به اسرار اتم راه جست: «دين و علوم طبيعى، مشتركاً عليه الحاد مىجنگند و برانگيزنده آنها همواره خدا بوده و خواهد بود».[٥]
پس نمىتوان پذيرفت كه دين فقط مىتواند درباره ارزشها نظر دهد و علم درباره هستها و واقعيّتها سخن مىگويد؛ زيرا دين مىتواند در همه قلمروها دست علم، عقل و فلسفه را بگيرد.
[١]. الرحمن/ ٣٣.
[٢]. علم و دنيا، ص ٣٦.
[٣]. همان.
[٤]. همان.
[٥]. اثبات وجود خدا، به قلم چهل تن از انديشمندان طراز اول جهان، ص ٢٨٦.