درسهايى از وصيت نامه امام خمينى( ره)

درسهايى از وصيت نامه امام خمينى( ره) - شفيعى مازندرانى، محمد - الصفحة ١٢٨

مى‌توان فى‌الجمله مقبول دين دانست. روش انبيا نيز كه مبتنى بر استفاده از وحى و برخوردارى از علم مطلق الهى است، روش منحصر به فردى است كه «اعجاز» ناميده مى‌شود. براين اساس، جهان‌شناسى وحيانى كامل‌ترين و جامع‌ترين جهان‌شناسى است.[١]

درباره هماهنگى ميان علم و دين در جهان‌شناسى به چند نظريّه بر مى‌خوريم كه مهم‌ترين آنها چنين است:

١. نظريّه وفاق‌

اين روش به تحقيقات علمى بشر كمك بسيار كرده و مى‌كند. «ايان باربور» در كتاب پر ارج خود علم و دين مى‌نويسد: «هم زبان علم و هم زبان دين، از نظر مرجع و محتوا واقع نگرند».

وى هم‌چنين مى‌نويسد: «هر يك از اين دو (علم و دين) بايد تماميّت و يگانگى ديگرى را محترم بشمارد».[٢] هم‌چنين «كرسون» يكى از فيزيك‌دانان آكسفورد مى‌نويسد: «روش‌هاى علم و دين وجوه مشترك زيادى دارند».[٣][٤]

ن و علم، در پى تبيين پديده‌هاى هستى، همسو و هم‌گامند. راز اين هميارى را مى‌توان در اين كلام «باربور» جست:

حقايق وحيانى، شامل پيامى است كه خداوند از طريق مسيح و ساير پيامبران ارسال مى‌دارد ...

آنجا كه همه حقايق از سوى خداوند است، اين دو سرچشمه (علم و دين) با يكديگر وفاق دارند.[٥]

٢. نظريّه خلاف‌

اين نظريّه تأكيد مى‌كند كه دين فقط با ارزش‌ها سروكار دارد، ولى علم با واقعيّت‌ها؛ يعنى زبان دين، زبان پند و اندرز و موعظه است، امّا زبان علم، زبان كشف و بيان واقعيّت‌ها است، زيرا روش علم، روش تجربه و تعقّل است، ولى روش دين، روش‌پذيرش بدون چون و چرا است.[٦]

طرفداران اين نظريه معتقدند علم و دين بايد كاملًا جدا از يكديگر باشند و نه فقط موضوع و محتواى اين دو هيچ اشتراكى ندارند، بلكه شيوه‌هاى كسب معرفت در آنها نيز


[١]. ان‌للّه على‌الناس حجّتين، حجّة ظاهرة و حجّة باطنة ... و امّا الباطنة فالعقول.( تحف العقول، سخنان امام هفتم)

[٢]. ايان باربور، علم و دين، ترجمه بهاءالدين خرّمشاهى، ص ١٠ و ١٥٧.

[٣]. همان.

[٤] شفيعى مازندرانى، محمد، درسهايى از وصيت نامه امام خمينى(ره)، ١جلد، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: پنجاه و هشتم، ١٣٩٠.

[٥]. همان، ص ٢٣.

[٦]. همان، ص ١٤٤.