در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥٣ - بحث سوم سيره مسلمانان در گريه بر مرگ مؤمنان

«مرا در گريه كمك كن كه آن، در آنچه مسلمانان به آن دچار شدند، كم است».

«مصيبت ما بسيار عظيم و بزرگ است شبى كه گفته شد پيامبر اكرم (ص) در گذشته است».

٨- هنگامى كه خبر مرگ نعمان بن مقرون به عمر بن خطّاب رسيد، دستش را بر سرش گذاشت و فرياد بر آورد: اى واى نعمان!

وقتى زيد بن خطّاب در يمامه شهيد شد، دوست او كه مردى از قبيله بنى عدى بن كعب بود، هنگامى كه به مدينه برگشت و عمر را ديد، اشك از چشمان او جارى شد و گفت:

«زيد را جاگذاشتى و به نزد من آمدى».[١]

خالد بن وليد در زمان خلافت عمر در گذشت- اين دو با يكديگر صحبت نمى‌كردند- زنان از گريه بر او خوددارى كردند. عمر كه اين خبر را شنيد گفت:

«چرا زنان بنى مغيره بر ابى سليمان اشك نمى‌ريزند لكن صداى خود را بلند نكنند و حرف بى ربط نزنند».

متمّم برادر مالك بن نويره- كه يك چشم داشت- وقتى خبر كشته شدن برادرش را شنيد، در مسجد نبوى، در حضور ابو بكر گريست، وى نماز صبح را به ابوبكر اقتدا كرد؛ وقتى ابو بكر نماز را


[١] - الاستيعاب فى معرفه الاصحاب: ٤/ ٢٣٨؛ الهم و الحزن، ابن ابى الدنيا، شماره ١٤٤.