در مكتب اهل بيت
(١)
سخن مجمع
٩ ص
(٢)
مقدمه
١٣ ص
(٣)
نظرى اجمالى
درباره گريه
٢١ ص
(٤)
اقسام
گريه
٢٤ ص
(٥)
الف گريه
از خشيت الهى
٢٤ ص
(٦)
ب گريه
هنگام عبادت
٢٧ ص
(٧)
ج گريه در
مرگ عزيزان، شهيدان، صالحان و مؤمنان
٢٧ ص
(٨)
بحث اول
منشأ اختلاف در حرمت گريه بر مرگ مؤمنان
٢٩ ص
(٩)
موضع عايشه
در برابر اين روايت و حرمت گريه
٣٠ ص
(١٠)
موضع ابن
عباس
٣٣ ص
(١١)
موضع ابى
هريره
٣٣ ص
(١٢)
تعارض
روايات تحريم گريه با روايات جايز بودن آن
٣٤ ص
(١٣)
تعارض
روايات تحريم گريه با قرآن كريم
٣٥ ص
(١٤)
بحث دوم
گريه پيامبر خاتم (ص) و پيامبران(عليها السلام) بر مرگ مؤمنان
٣٩ ص
(١٥)
بحث سوم
سيره مسلمانان در گريه بر مرگ مؤمنان
٤٩ ص
(١٦)
بحث چهارم
سخنان ائمه اطهار(عليها السلام) درباره گريه
٥٥ ص
(١٧)
بحث پنجم
احكام گريه و فروع آن نزد علماى شيعه
٦٣ ص
(١٨)
خلاصه بحث
٦٤ ص
در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥٤ - بحث سوم سيره مسلمانان در گريه بر مرگ مؤمنان
تمام كرده و به محراب تكيه زده بود، متمّم در كنار او ايستاد و بر كناره منحنى كمان تكيه زد و اين اشعار را سرود:
|
نعمالقتيل اذالرياح تناوحت |
خلف البيوت قتلت يا ابن الأزور |
|
|
أدعوته بالله ثم غدرته؟ |
لو هو دعاك بذّمة لم يغدر |
|
«چه كشته خوبى؛ زيرا بادها بر او نوحه گرى كردند در پشت خانهها، اى فرزند ازور! (براى مدح گفته مى شود)».
«آيا او را دعوت كردى، سپس خيانت كردى؟ اگر او تو را دعوت كرده بود، خيانت نمىكرد».
ابو بكر گفت:
«به خدا سوگند! او را دعوت نكردم و خيانت به او نورزيدم، سپس گريه كرد و بر كناره منحنى كمان افتاد و پيوسته متمّم گريه مى كرد تا از چشم نابينايش اشك جارى شد. عمر بن خطّاب برخاست و گفت: دوست دارم آن گونه كه در رثاى مالك، شعر سرودى، در رثاى برادرم زيد نيز شعر مى سرودى».[١]
[١] - وفيات الأعيان: ٦/ ١٦ و ١٥، شماره ٢٩٥.