در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٠ - موضع عايشه در برابر اين روايت و حرمت گريه
موضع عايشه در برابر اين روايت و حرمت گريه
ابن ابى مليكه مى گويد:
«دختر عثمان بن عفّان در مكّه در گذشت. براى مراسم، حاضر شديم. عبدالله بن عمر و ابن عبّاس نيز حضور داشتند. عبدالله بن عمر به عمر و به عثمان گفت: چرا گريه را تمام نمىكنى؟! زيرا پيامبر (ص) گفته است: مرده به وسيله گريه خانوادهاش بر او، معذّب مى شود؟! ابن عبّاس گفت: عمر اين را مى گفت. سپس ادامه داد و گفت: همراه با عمر از مكّه خارج شديم. وقتى به بيابان رسيديم، سوارانى را ديديم كه در زير سايه درختى استراحت مى كردند. عمر گفت: برو و ببين اين سواران چه كسانى هستند؟ رفتم، ديدم صهيب است. برگشتم و عمر را آگاه ساختم. عمر گفت: او را دعوت كن. به سوى صهيب برگشتم و به او گفتم: برخيز و به اميرالمؤمنين ملحق شو. هنگامى كه عمر ضربه خورد، صهيب بر او وارد شد و مى گريست و مى گفت: واى برادرم! واى رفيقم! عمر گفت: اى صهيب! آيا بر من گريه مى كنى؟ در حالى كه رسول خدا (ص) گفته است: همانا مرده با گريه خانوادهاش بر او معذّب مى شود.
ابن عبّاس مى گويد: وقتى عمر مرد، اين مطالب را به عايشه گفتم. عايشه گفت: خدا عمر را رحمت كند به خدا قسم! پيامبر (ص) نفرمود: همانا مرده با گريه خانوادهاش بر او معذّب مى