در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥١ - بحث سوم سيره مسلمانان در گريه بر مرگ مؤمنان

«چه باكى است بر آن كه خاك قبر پيامبر (ص) را بوييده است كه درتمام عمر، هيچ سختى را نبويد».

«مصيبتهايى بر من باريدن گرفته كه اگر بر روزها مى باريدند، چون شب تار مى گريدند».

٥- صفيّه عمّه رسول خدا (ص) اشعار بسيار حزن آورى در رثاى حضرت به هنگام وفات سروده است:

ألا يا رسول الله! كنت رجاءنا

و كنت بنا برّاً و لم تكن جافيا

و كنت رحيماً هاديا و معلّماً

ليبك عليك اليوم من كان باكيا

لعمرك ما أبكى النبى لفقده‌

و لكن أخشى من الهرج آتيا[١]

«اى رسول خدا! (ص) تو مايه اميدوارى بودى وتو نسبت به ما نيكوكار بودى؛ نه درشت خوى».

«تو براى ما رحيم و هدايت كننده و معلّم بودى، هر آينه هر گريه كننده‌اى بر تو گريه مى كند».

«قسم به تو! در فراق پيامبر (ص) گريه نمى‌كنم لكن از هرج و مرج در آينده واهمه دارم».

٦- ابو ذؤيب هنگام وفات رسول خدا (ص) بر وى گريست و اين اشعار را در رثاى او سرود:

لما رأيت الناس فى عسلاتهم‌

ما بين ملحود له و مضرح‌

متبادرين لشرجع بأكفهم‌

نصّ الرقاب لفقد ابيض أروح‌


[١] - الاستيعاب فى معرفه الاصحاب، محمّد بن عبد البرّ: ٤/ ١٤٩.