در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٥ - دلايل كسانى كه مسح پاها را لازم مى دانند

«اين مغالطه است؛ زيرا مسح وغسل نزد اهل لغت، عرف وشرع، دو حقيقت هستند[١]؛ بنابر اين، شستن پاها، جاى مسح آنها را نمى گيرد. فخر رازى در اين جا بين دو محذور قرار گرفته است؛ از طرفى، مخالفت با آيه محكم وصريح قرآن واز طرف ديگر، مخالفت با اخبار صحيح- طبق نظر خودش- وبراى اين كه از اين دو محذور نجات پيدا كند، خود را به اين مغالطه انداخته وگفته است: غسل، شامل مسح مى شود وبه احتياط نزديكتر است و غسل، جانشين مسح مى شود. در اين جا فخر رازى گمان كرده كه توانسته است بين آيه قرآن و روايتها جمع كند وكسى كه در دفاع وجواب او دقّت وتأمّل كند، به اين نتيجه مى رسد كه او دچار سردرگمى شده است. و از آن جا كه آيه شريفه دلالت روشن بر وجوب مسح دارد، ديگر نيازى به جايگزينى غسل به جاى مسح نيست».[٢]

فخر رازى، دليل ديگرى براى غسل ذكر كرده ونوشته است:

«آيه شريفه حكم پاها را به كعبين، محدود كرده است واين تحديد، با شستن تناسب دارد؛ زيرا كعبين، دو استخوانى است كه از دو طرف ساق، بر آمدگى دارند.»


[١] - در مفهوم غسل، جارى شدن آب بر عضو شسته شده- اگر چه كم باشد- اخذ شده؛ در حالى كه در مفهوم مسح، جارى نشدن آب ودست كشيدن بر آن عضو، اخذ شده است.

[٢] - المسائل الفقهيّه، سيّد عبد الحسين شرف الدين: ٩٠.