در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٢٧ - دلايل كسانى كه مسح پاها را لازم مى دانند

اين تفسير وتوجيه ادبى، كاملًا روشن وواضح است وحتّى عدّه‌اى از بزرگان اهل تسنّن مانند فخر رازى در تفسير وابن حزم در المحلّى آن را پذيرفته اند.

شگفت تر از همه اين است كه على بن محمّد ماوردى ادّعا كرده است كه بنابر قرائت جرّ، بايد آيه را به يكى از دو صورت توجيه كنيم:

١- مسح بر خُفّين وكفشهاست؛ بنابر اين، اختلاف در دو قرائت بر اساس اختلاف دو معناست.

٢- در اين مورد، عطف مجاورت است نه آن كه در حكم هم، عطف باشد[١]؛ يعنى قرائت جرّ، حكم مسح را براى پاها ندارد.

در پاسخ اين شبهه بايد گفت:

اوّلًا: آنچه از ظاهر وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ‌ استفاده مى شود، مباشرت و تماس دست و پا وبدون مانع وكفش است و چنانچه فقيه بخواهد حكم خف وكفش را استفاده كند، به دليل ديگرى غير از اين آيه نيازمند است. واگر حرف ما وردى درست باشد، بايد نه پاها را مسح كند ونه آنها را بشويد بلكه بايد كفش بپا كند وبر آنها مسح نمايد!

ثانياً: فخر رازى جواب احتمال دوّم ايشان را داده ونوشته است:


[١] - الحاوى الكبير: ١/ ١٢٥.