در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٩ - دلايل كسانى كه مسح پاها را لازم مى دانند
ريختن آب روى پاها به كمترين آن اكتفا شود وگفته شده إلى الكعبين تا توهّم كسى را كه مى گويد: بايد پاها مسح شوند، از بين ببرد؛ زيرا براى مسح، نهايتى شرعاٌ منظور و معيّن نشده است».[١]
كه منطبق با شستن است، پس شستن پاها در وضو لازم است[٢].
گفتنى است كه اين جواب، بنابر نظريه قايلان به «استحسان» صحيح است، امّا كسى كه استحسان را قبول ندارد، اين استدلال صحيح نيست؛ زيرا استحسان در جايى است كه دليل قرآنى و سنّت نبوى نباشد، حال آن كه دليل قرآنى و سنّت نبوى- چنان كه صاحب تفسير المنار به آن اعتراف كرده است- در اين جا وجود دارد، پس نوبت به استحسان نمى رسد.
سيّد عبد الحسين شرف الدين در جواب اين توجيه مى نويسد:
«چه بسا جمهور وفقهاى اهل سنّت، براى غسل پاها بگويند: شستن با پاها شديداً تناسب دارد، همچنان كه مسح با سر، چنين تناسبى را دارست؛ زيرا غالباً چرك پاها با شستن از بين مى رود، به خلاف سر كه غالباً با مسح تميز مى شود.
و نيز گفته اند: هيچ منعى ندارد كه مصلحتهاى عقلايى، سبب عبادات واجب قرار گيرند وشرع، دو هدف را در آن لحاظ كند؛ مصلحت و عبوديّت؛ مقصود از «مصلحت» همان امور محسوس
[١] - تفسير كشّاف: ١/ ٦١١؛ و المسائل الفقهيّه: ٩٢.
[٢] - تفسير المنار: ٦/ ٢٣٤- ٣٢٨.