زمين و تربت حسيني (ترجمه الأرض و التربة الحسينية) - كاشف الغطاء، الشيخ محمد حسين؛ مترجم عزيزالله عطاردي - الصفحة ٥٩ - فائده چهارم عناصر اجسام ماديه از چهار عنصر مختلف كه عبارتند از آب خاك، آتش، و هوا مركب مىشوند

و در نتيجه اين رأى مستور و مهجور ماند، پس از فيثاغورث در يكصد و پنجاه سال قبل از تولد حضرت مسيح بطلميوس ظاهر شد و او نظر مردم عوام را تأييد كرد و گفت: زمين ساكن است و سيارات پيرامون آن حركت دارند، عقيده بطلميوس در ميان مردم منتشر شد و حكماء اسلام هم از زمان هارون و مأمون تا عصر ابن سينا و خواجه نصير الدين و امثال آن‌ها از فلاسفه و بزرگان اسلام تا زمانهاى اخير به اين نظريه عقيده داشتند و براى هر يك از سيارات فلك مخصوصى را در نظر گرفته بودند و عالم جسمانى را هم در سيزده كره منحصر كردند.

١- زمين كه مركزيت داشت و همه كرات ديگر و افلاك در پيرامون او حركت داشتند.

٢- آب.

٣- كره هوا كه بر زمين و آب احاطه دارد.

٤- كره آتش كه بر زمين و آب و هوا محيط است.

٥- فلك قمر كه به اين كرات احاطه داشته و مقعر آن به محدب كرات فوق متصل است.

٦- فلك عطارد، ٧- زهره، ٨- آفتاب، ٩ مريخ، ١٠- مشترى، ١١- زحل، ١٢- فلك ثوابت ١٣- فلك اطلس كه او را فلك الأفلاك و محرك اين كرات و افلاك مى‌دانستند.

بطلميوس و ساير حكماء پيرو او عقيده داشتند كه عالم اجسام در فلك الأفلاك پايان مى‌يابد، و پس از آن خلا و ملا وجود ندارد گفته مى‌شود مقصود از فلك بروج عرش بوده و مقصود از فلك‌