زمين و تربت حسيني (ترجمه الأرض و التربة الحسينية) - كاشف الغطاء، الشيخ محمد حسين؛ مترجم عزيزالله عطاردي - الصفحة ٥٨ - فائده چهارم عناصر اجسام ماديه از چهار عنصر مختلف كه عبارتند از آب خاك، آتش، و هوا مركب مىشوند

را به خود مشغول داشته موضوع حركت و سكون زمين است، هر ذى شعورى ميداند كه زمان عبارت است از شب و روز كه ماه‌ها از وى پديد مى‌آيند، و سال هم منحصر است در فصول اربعه و هم اين اعتبارات و معانى از آفتاب و ماه و زمين و حركت و دوران بعضى از آنها بر بعضى ديگر حاصل مى‌گردد.

اشكالى كه از روز نخست وجود دارد و با اختلافاتى كه بين حكماى يونان و غير آنان هست اينست كه آيا آفتاب بر دور زمين گردش مى‌كند و يا زمين بر دور آفتاب سير مى‌نمايد، در مورد اينكه ماه بر دور زمين گردش دارد و در بيست و هشت روز دور او تمام مى‌شود اختلافى نسبت، و از همين دور قمرى ماه‌ها پيدا مى‌شوند.

اقوال در پيرامون حركت آفتاب يا زمين زياد است، و ليكن مشهور از دو قسم بيرون نيست، يكى از اينها نظريه فيثاغورث است كه تقريبا پانصد سال قبل از تولد حضرت مسيح عليه السّلام زندگى مى‌كرده و پس از آن گروهى هم از وى متابعت كرده‌اند مانند:

فلوطرفوس، ارشميدس، ايزاخوس، و ليكن اين نظريه با محسوسات مخالف است، اگر چه حس هم در اكثر مواقع خطا مى‌كند، و ليكن محسوس اين است كه زمين ساكن بوده و آفتاب و ماه در حال سير و حركت مى‌باشند و شاعر هم در اين باره گفته است،

تجري على كبد السماء كما

يجري حمام الموت بالنفس‌