زمين و تربت حسيني (ترجمه الأرض و التربة الحسينية) - كاشف الغطاء، الشيخ محمد حسين؛ مترجم عزيزالله عطاردي - الصفحة ٤٩ - در شناسائى روايات صحيح و ضعيف
فعاليت دارند، و لذا انتظار وصول نامه منصور عباسى را درباره خود داشت، براى همين اطمينانى كه برايش حاصل شده بود به يكى از نگهبانان خود به نام ابو الجبار گفت: من تا سه روز ديگر از زندان آزاد خواهم شد و اگر آزاد نشدم هزار درهم به تو خواهم داد.
ابو الجبار سخنان او را براى محمد بن سليمان حاكم كوفه نقل كرد، محمد گفت: من او را فراموش كرده بودم، اينك متوجه باش هنگامى كه از نماز جمعه فارغ شديم مرا متوجه كن، پس از اينكه نماز جمعه تمام شد ابو الجبار بار ديگر از ابن أبى العوجاء سخن به ميان آورد، محمد بن سليمان دستور داد ابن أبى العوجاء را از زندان بياورند و گردنش را بزنند.
هنگاميكه ابن أبى العوجاء دانست كه تصميم دارند وى را بكشند، و شفاعت شفيعان درباره اواثر نكرده گفت: اكنون كه مىخواهيد مرا بكشيد پس خوب است اين موضوع را هم بدانيد كه من چهار هزار حديث جعل كردهام، در اين روايات حلال را حرام و حرام را حلال نمودهام، شما به جهت اين روايات مجعوله روزى كه مىبايست روزه داشته باشيد افطار كرديد. و روزيكه بايد افطار مىكرديد روزه گرفتيد، پس از اين اظهار صريح حاكم دستور داد گردنش را زدند.
به نظرم مىرسد يكى از محدثين گفته: من در اواخر عمر خود هزاران حديث در فضيلت قرائت قرآن و خواص سور و آيات جعل كردهام، به اين محدث جعال گفتند: تو با اين دروغگوئى كه به حضرت رسول (صلى الله عليه و آله) نسبت دادهاى خود را در