زمين و تربت حسيني (ترجمه الأرض و التربة الحسينية) - كاشف الغطاء، الشيخ محمد حسين؛ مترجم عزيزالله عطاردي - الصفحة ٥٠ - در شناسائى روايات صحيح و ضعيف
آتش جاى دادهاى، گفت: من به ضرر پيغمبر حديث جعل نكردهام، روايات مجعوله من همهاش به نفع اوست؟! اين مرد بدبخت و شقى نمىداند كه كذب بر رسول خدا (صلى الله عليه و آله) در هر صورت حرام است.
اين بود مختصرى از آنچه در اين باب وارد شده، و در اينجا مطلبى است كه بايد گفته شود و آن اينست كه: مقصود افراد جعال و وضاع از جعل حديث اين بود كه مبانى دين مقدس اسلام را متزلزل كنند و پايههاى آن را واژگون سازند اين مردمان مغرض روايات بىاساس به اخبار صحيحه وارد كردند و به احاديث صحيحه لطمه وارد نموده و چهره زيباى اسلام را زشت ساختند و در اثر اينگونه روايات سست و بىمعنى حقائق و لطائف دين مقدس اسلام را با اوهام و خرافات مخلوط كردند.
ما اگر بخواهيم در اين باب وارد شويم كتاب ما به طول خواهد انجاميد.
مقصود ما از اظهار اين مطلب اين است كه با وضع موجود و با اين همه اخبار بىاساس چگونه مىتوان به صدور اين روايات از حضرات معصومين (صلى الله عليه و آله) كه ترجمان وحى و پيكر عقل و خرد و مثل اعلاى انسانيت بودند اعتماد كرد، كدام عقل باور مىكند كه ائمه اطهار عليهم السلام سخنانى بر زبان برانند و يا مطلبى ادا كنند كه با عقل و وجدان و ضرورت منافات داشته باشد.
آرى ممكن است قضيه زمين و گاو و ماهى را به فرض صحت صدور به صورتى تغيير و تأويل كرد، شايد معنى «حوت» قواى طبيعى زيرزمين است كه به وسيله آن نباتات و اشجار و حيوان