مهمان برکت سفره
(١)
ديباچه
٩ ص
(٢)
کليات
١٥ ص
(٣)
ضيف
١٥ ص
(٤)
مهمان
١٥ ص
(٥)
ميزبان
١٦ ص
(٦)
مکارم الاخلاق
١٧ ص
(٧)
جوان مردی
١٧ ص
(٨)
راهنمای بهشت
١٨ ص
(٩)
هفتاد پيامبر
١٨ ص
(١٠)
دزدی مهمان
١٨ ص
(١١)
مقابله به مثل
١٩ ص
(١٢)
زکات خانه
١٩ ص
(١٣)
گریه امام علی _ع)
٢٠ ص
(١٤)
فرشته ها
٢٠ ص
(١٥)
اگه یک روز مهمان نبود
٢١ ص
(١٦)
یک گروه از شیعیان
٢١ ص
(١٧)
هدیه خدا
٢١ ص
(١٨)
پچ پچ مهمان
٢٢ ص
(١٩)
روزی مهمان
٢٢ ص
(٢٠)
نیت مهمانی
٢٥ ص
(٢١)
مهمان کافر
٢٥ ص
(٢٢)
مهمان کوچک
٢٦ ص
(٢٣)
پیروان محمد ص و ابراهیم ع
٢٦ ص
(٢٤)
نگاه به مهمان
٢٧ ص
(٢٥)
نصف مهمانی
٢٨ ص
(٢٦)
خدمت به مهمان
٢٩ ص
(٢٧)
تعاریف دروغین
٢٩ ص
(٢٨)
به کار گرفتن مهمان
٣٠ ص
(٢٩)
رفتن مهمان
٣١ ص
(٣٠)
توشه راه مهمان
٣١ ص
(٣١)
شرط مهمانی
٣٣ ص
(٣٢)
مانند شتر خوردن!
٣٤ ص
(٣٣)
اول سلام
٣٤ ص
(٣٤)
طفيلی بردن
٣٥ ص
(٣٥)
ناقابل بودن غذا
٣٦ ص
(٣٦)
سنت الهی
٣٦ ص
(٣٧)
زود آوردن غذا
٣٧ ص
(٣٨)
امروز چيزی خوردهای؟
٣٧ ص
(٣٩)
به اندازه وسعت و از بهترينها
٣٨ ص
(٤٠)
مهمان سرزده
٣٩ ص
(٤١)
زودتر شروع کردن
٤٠ ص
(٤٢)
بدرقه راه
٤٠ ص
(٤٣)
سهم خانواده
٤١ ص
(٤٤)
غذای ناقابل و کوچک شمردن غذا
٤١ ص
(٤٥)
قبول کردن دعوت مهمانی
٤٢ ص
(٤٦)
رعايت اولويت
٤٣ ص
(٤٧)
رختخواب مهمان
٤٣ ص
(٤٨)
کجا بنشينم؟
٤٤ ص
(٤٩)
مهمانی مجلس اسرار
٤٤ ص
(٥٠)
مدت مهمانی
٤٤ ص
(٥١)
مهمانی ثروتمندان و وليمه
٤٥ ص
(٥٢)
همغذايی با مهمان
٤٦ ص
(٥٣)
سختی مهمانی!
٤٨ ص
(٥٤)
کيفر رد مهمان
٤٨ ص
(٥٥)
قدر دانی نکردن
٤٩ ص
(٥٦)
دعا برای مهمان
٤٩ ص
(٥٧)
طعام حلال
٥٤ ص
(٥٨)
رابطة سفرة غذا و اخلاق
٥٦ ص
(٥٩)
ثواب غذا دادن
٥٩ ص
(٦٠)
آداب غذا خوردن
٦٠ ص
(٦١)
غذای شنيداری
٦١ ص
(٦٢)
غذای ديداری
٦٢ ص
(٦٣)
غذای پنداری
٦٢ ص
(٦٤)
معنای پرهيز
٦٣ ص
(٦٥)
گرسنگی
٦٣ ص
(٦٦)
پرخوری
٦٤ ص
(٦٧)
غذای دور همی
٦٦ ص
(٦٨)
شستن دست پيش و پس از غذا
٦٧ ص
(٦٩)
نشستن سر سفره
٦٨ ص
(٧٠)
در آوردن کفشها
٦٩ ص
(٧١)
هم سفره شدن با خدمتکاران
٦٩ ص
(٧٢)
عيب نگرفتن از غذا
٦٩ ص
(٧٣)
خوردن غذا به هنگام گرسنگی
٧٠ ص
(٧٤)
نام خدا در آغاز طعام
٧٢ ص
(٧٥)
نمک
٧٤ ص
(٧٦)
سبزی در سفره
٧٥ ص
(٧٧)
آغاز با سبکترين غذا
٧٦ ص
(٧٨)
لقمه کوچک و جويدن کامل
٧٧ ص
(٧٩)
کمتر نگاه کردن به صورت ديگران
٧٨ ص
(٨٠)
با سه انگشت
٧٩ ص
(٨١)
پيش از سيری دست از غذا کشيدن
٨٠ ص
(٨٢)
پرهيز از زيادهروی
٨١ ص
(٨٣)
از جلوی خود خوردن
٨٢ ص
(٨٤)
رد سائل
٨٢ ص
(٨٥)
باقی مانده غذا
٨٤ ص
(٨٦)
سکوت در سفره
٨٥ ص
(٨٧)
تعارف غذا
٨٦ ص
(٨٨)
پرهیز از خوردن با دست چپ
٨٦ ص
(٨٩)
نان در سفره
٨٧ ص
(٩٠)
خلال و مسواک
٨٩ ص
(٩١)
به پُشت دراز کشيدن پس از غذا
٨٩ ص
(٩٢)
آروغ زدن
٩٠ ص
(٩٣)
مستحبات
٩٠ ص
(٩٤)
مکروهات
٩١ ص
(٩٥)
دعای سفره
٩٣ ص
(٩٦)
سفرة ايرانی
٩٧ ص
(٩٧)
شعرهای سفره
٩٩ ص
(٩٨)
نموداری از آداب مهمان و میزبان
١٠٠ ص
(٩٩)
کتاب نامه
١٠١ ص

مهمان برکت سفره - پوريزدي، رحمت؛ احمدي‌زاده، مصطفي - الصفحة ٩٦ - دعای سفره

فَأَرْوَانِي وَأَعْطَانِي فَأَرْضَانِي وَعَافَانِي وَكَفَانِي اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِمَّنْ تَسْقِيهِ فِي الْمَعَادِ مِنْ حَوْضِ مُحَمَّدٍˆ وَتُسْعِدُهُ بِمُرَافَقَتِهِ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ؛ «سپاس خداوندى را كه مرا آب داد و سيراب گردانيد، و به من عطا كرد و مرا خشنود ساخت، و عافيت داد و كفايت نمود. خداوندا مرا از آن دسته قرار ده كه در قيامت از حوض محمدˆ سيراب مى‌كنى و به رفاقت او سعادت مى‌بخشى، برحمت خود اى بهترين رحم آرندگان».

فیض کاشانی می‌نویسد: پس از خوردن غذا سوره‌های «قل هو الله احد» و «لایلاف قریش» را بخواند و تا سفره را بر نداشته‌اند از سر سفره بر نخیزد.[١]

در روایات وارد شده که قبل از غذا خوردن، «بسم الله» و در انتهای آن «الحمد لله رب العالمین» گفته شود و لکن در بین اهل علم و مؤمنان بعد از خوردن غذا، جملاتی را به صورت دعا (دعای سفره) ذکر می‌کنند که البته مضمون آن در روایات و دعاها هست. از جمله:

الحمد لله ربّ العالمین هنیئاً للآکلین وبرکةً للباذلین. الحمد لله الّذی یُطعِمُ ولا یُطْعَم ویَرزُقُ ولایُرْزَق، زاد الله النّعم، دَفْعَ الله النّقَم، بِحَقّ سیّد العرب والعجم. اللّهم تَقَبَّل حَسنات المُحسنین لا سیّما هذا الأحْسان من هذا المحسن؛ اللّهمَ اغفر للمؤمنین والمؤمنات والمسلمین والمسلمات الأحیاء منهم والأموات لاسیّما اَمْواتَ الحاضرین، رَحِمَ اللّهُ من قَرَءَ الفاتِحَةَ مع الصَّلوات؛

الحمد لله رب العالمين، هنيئا للآكلين وبركة للباذلين، زاد الله النعم، دفع الله النقم، بحرمة سيد العرب والعجم، اللهم تقبل هذا الاحسان من محسنها، بحرمة محمد وآل محمد وبحرمة سورة الفاتحة مع الصلوات.

نیازی نیست دعا به زبان عربی باشد. بلکه دعا و نیاش و تقدیر و سپاس را می‌توان به هر زبانی انجام داد.

خدایا! تو را سپاس که امروز هم نعمت‌هایت را بر ما ارزانی داشتی؛


[١]. المحجة البیضاء، ج٣، ص١٨.