مهمان برکت سفره - پوريزدي، رحمت؛ احمديزاده، مصطفي - الصفحة ٧٣ - نام خدا در آغاز طعام
رو، تو بر آنان راه تسلط ندارید، زمانیکه اهل سفره در آخر غذا خوردن بگویند: "الحمد لله" ملائکه میگویند: خداوند به آنها نعمت داد و آنها شکر پروردگارشان را اداء کردند؛ ولی اگر "بسم الله" نگویند ملائکه به شیطان میگویند: نزدیک شو ای فاسق و با آنها بخور، و هنگامی که سفره جمع شود و یاد خداوند نکنند ملائکه میگویند: خداوند به آنها نعمت داد ولی آنها پروردگار خود را فراموش کردند».[١]
برادر امام باقر خدمت آن حضرت رسید و برای عمروبنعبید، واصل و بشیر رحال اجازة ملاقات خواست. امام اجازه داد و آنان وارد شدند. آن سه نفر از نظر اعتقادی، مخالف امام بودند. وقتی نشستند، حضرت فرمود: «هیچ چیز نیست مگر آنکه قاعده و قانون معینی دارد». پس از اندکی، سفره آوردند و پهن کردند. سه مهمان به هم گفتند: «به خدا قسم، ما بر او مسلط شدیم. با این حرفش، اکنون میتوانیم به او اعترض کنیم». پس، از امام پرسیدند: «ای ابوجعفر! آیا این سفره نیز جزو همانهایی است که قاعده و قانون دارند؟» امام فرمود: «آری». آنها گفتند: «قاعده و قانونش چیست؟» امام فرمود: «اینکه هرگاه پهن میشود، "بسم الله" بگویند و هرگاه آن را بر میدارند، "الحمد لله" بگویند».[٢]
شیخ صدوق گوید: روایت شده که هر کس فراموش کرد برای هر نوع غذایی "بسم الله" بگوید [پس از یاد آوری] بگوید: «بِسْمِ اللَّهِ عَلَى أَوَّلِهِ وَآخِرِه».[٣]
امام صادق: «هنگامی که چند غذای مختلف در سفره بود برای هر کدام" بسم الله" بگو. گفتم: اگر فراموشم شد؟ فرمود بگو: "بِسْمِ اللَّهِ عَلَى أَوَّلِهِ وَآخِرِه"».[٤]
[١]. «إِذَا وُضِعَتِ الْمَائِدَةُ حَفَّتْهَا أَرْبَعَةُ آلَافِ مَلَكٍ فَإِذَا قَالَ الْعَبْدُ بِسْمِ اللَّهِ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ بَارَكَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فِي طَعَامِكُمْ ثُمَّ يَقُولُونَ لِلشَّيْطَانِ اخْرُجْ يَا فَاسِقُ لَا سُلْطَانَ لَكَ عَلَيْهِمْ فَإِذَا فَرَغُوا فَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ قَوْمٌ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ فَأَدَّوْا شُكْرَ رَبِّهِمْ وَإِذَا لَمْ يُسَمُّوا قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ لِلشَّيْطَانِ ادْنُ يَا فَاسِقُ فَكُلْ مَعَهُمْ فَإِذَا رُفِعَتِ الْمَائِدَةُ وَلَمْ يَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ قَوْمٌ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ فَنَسُوا رَبَّهُمْ جَلَّ وَعَزَّ» (الکافی، ج٦، ص٢٩٢).