رساله احكام، بانوان - تبريزي، ميرزا جواد - الصفحة ٢٣ - ٤ - استحاله
اول: آنكه چيز نجس تر باشد، پس اگر خشك باشد بايد به وسيلهاى آن را تر كنند تا آفتاب خشك كند.
دوم: آنكه اگر عين نجاست در آن چيز باشد، پيش از خشك شدن به تابيدن آفتاب آن را برطرف كند.
سوم: آنكه چيزى از تابيدن آفتاب جلوگيرى نكند، پس اگر آفتاب از پشت پرده يا ابر و مانند اينها بتابد و چيز نجس را خشك كند، آن چيز پاك نمىشود ولى اگر ابر به قدرى نازك باشد كه از تابيدن آفتاب جلوگيرى نكند، اشكال ندارد. و نيز تابيدن آفتاب از پشت شيشه اشكال ندارد.
چهارم: آنكه آفتاب به تنهائى چيز نجس را خشك كند، پس اگر مثلا چيز نجس بواسطه باد و آفتاب خشك شود، پاك نمىگردد، ولى اگر باد به قدرى كم باشد كه نگويند به خشك شدن چيز نجس كمك كرده اشكال ندارد.
پنجم: آنكه آفتاب مقدارى از بنا و ساختمان را كه نجاست به آن فرو رفته، يك مرتبه خشك كند. پس اگر يك مرتبه بر زمين و ساختمان نجس بتابد و روى آن را خشك كند و دفعه ديگر زير آن را خشك نمايد، فقط روى آن پاك مىشود و زير آن نجس مىماند.
٤- استحاله:
مسأله ٧٢- اگر جنس چيز نجس به طورى عوض شود كه به صورت چيز پاكى درآيد، پاك مىشود، مثل آنكه چوب نجس بسوزد و خاكستر گردد، يا سگ در نمكزار فرو رود و نمك شود، ولى اگر جنس آن عوض نشود مثل آنكه گندم نجس را آرد كنند يا نان بپزند پاك نمىشود.
مسأله ٧٣- چيز نجسى كه معلوم نيست استحاله شده يا نه، نجس است.