عقايد (وظايف عملى و وظايف متقابل) براى همه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٣
و سؤال دوم مربوط به علت فاعلى است كه قهراً جواب آن اين است كه فلان نجار آن را ساخته است.
ما مىپرسيم دنيا را كى آفريده است؟ مادىها مىگويند طبيعت مىبينيد كه مغالطه روشنى صورت گرفته است طبيعت، اتمها يا اجزاى آن و يا انرژى و يا هر چيز ديگر، علت مادى جهان است نه علت فاعلى، مثلًا اگر بپرسيم جهان از چه خلق شده است جواب فوق درست است ولى اگر بپرسيم كه جهان را كى آفريده بايد گفت خالق (خدا) و اشياى مادى چهار علت دارد كه هيچ يك از آنها به جاى ديگرى واقع نمىشود و هر كدام در جاى مناسب خود و در جواب سؤال مخصوص به خود واقع مىشوند.
١- علت فاعلى در جواب اين كه كى آن را آفريده است.
٢- علت غايى در جواب اين كه براى چه آن را آفريده است.
٣- علت مادى جواب اين كه از چه آفريده شده است.
٤- علت صورى در جواب اين كه چگونه و به چه شكل آفريده شده است.
و البته كه انكار علت فاعلى مخالف حس و عقل و فطرت است و چه احمقانه خواهد بود كه وجود يك كارخانه را بى فاعل محال بدانيم ولى وجود كره زمين را بىخالق بپذيريم!!!
پايان كتاب