عقايد (وظايف عملى و وظايف متقابل) براى همه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٠
تضاد عوامل فيزيكى را به تناقض فلسفى اشتباه گرفتهاند و هر كس فلسفه دياليك تيك را مطالعه كند مىداند كه سران ماركسيزم مانند ماركس وانگلس و مائو و استالين و لينين و مائو و ژرژ پلت سر و غيره به اندازه طلاب متوسط دينى ما تفكر نداشتهاند زيرا وحداتى كه براى تناقض در منطق بيان شده است جهلا يا عمدا مورد توجه اين آقايان واقع نشده است ما براى توضيح به جوانان يك مثال مىآوريم كه با دقت در آن تمام مثالهايى كه ژرژ پلت سر ذكر كرده است باطل مىشود، و البته بايد متوجه باشيد كه مادىها هميشه از بيان دليل و برهان طفره مىروند و براى اثبات دعاوى خود به ذكر يك يا چند مثال اكتفا مىكنند در حالى كه از نظر عقل بايد براى اثبات مدعا دليل آورد نه اين كه فقط مثال زد:
احمد زنده است
احمد زنده نيست
اين دو جمله وقتى با هم متناقض مىشوند كه در امور زير با هم يكى باشند كه در منطق از امور مذكور به نام وحدات تناقص ياد مىشود.
١- وحدت موضوع، يعنى مراد از احمد در هر دو جمله يك فرد باشد و اگر دو فرد باشند هيچ تناقضى بين دو جمله مذكور به وجود نمىآيد زيرا ممكن است كه احمد پسر اكرم زنده باشد، و احمد پسر اكبر مرده باشد.
٢- وحدت محمول كه مراد از لفظ زنده در هر دو قضيه يكى باشد