خصايص خاتم النبيين (ص) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٤١ - ٥٢- معراج آن حضرت صلى الله عليه وآله وسلم
بلند پيغمبراكرم صلى الله عليه وآله وسلم به آن استعداد عالى رسيده بود كه بتواند وحى خصوصى پروردگارش را بفهمد و ظرفيت شنيدن آن را داشته باشد، روح پيغمبر به درجه كمال رسيده بود. بهقول شاعرىكه مىگويد:
|
راز ما أوحى نداند ما سوى |
أقرب از قوسين شد آن رمزها[١] |
|
نمىدانم داستان بهمنيار، شاگرد ابوعلى سينا را با شما صحبت كردهام يا خير؟ اگر مبالغه نشود ابو على سينا را مىتوان گفت كه در همهى امور نابغه بود، بهمنيار شاگرد ابو على سينا روزى به وى پيشنهاد كرد كه ادعاى پيغمبرى كند، گفت: با اين فضل و كمال كه تو دارى ادعاى پيغمبرى كن، ابوعلى سينا چيزى نگفت و ساكت ماند، او در همدان سكونت داشت، هواى آنجا خيلى سرد است، شبى از شبها هوا بسيار سرد بود (ممكن است برف باريده باشد) سرماى شديد بود، نصف شب ابوعلى سينا به بهمنيار گفت: بيدارى يا خواب؟ گفت: استاد بيدارم، گفت: بهمنيار من تشنه هستم، برو براى من آب بيار، بهمنيار زورش نكشيد كه در آن هواى سرد، از بستر خواب برخيزد، برود پايين دلو چاه را بكشد و براى استاد خود آب بياورد؛ گفت: استاد! آب سرد براى تو خوب نيست، مريض مىشوى! ابوعلى سينا گفت: تو اين چيزها را بهمن مىگويى! من در
[١] از اشعار معظمله، كه هنوز به چاپ نرسيده است