خصايص خاتم النبيين (ص) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٣ - جلسه نهم
همه چيز متقن است، همه چيز روى قانون علّيت استوار است، هرچه علوم ترقى كند، قانون عليت و سببيّت نيز روشنتر مىشود.
در قرآن مجيد، راجع به قانون علّيت تأكيد فراوان شده است، در مورد" ذوالقرنين" مكرر مىفرمايد: «ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً»[١] ذوالقرنين پيروى از اسباب كرد، تا شرق و غرب دنيا را به تصرف خود در آورد. دين مقدس اسلام قانون سببيّت را قبول دارد، خالقيت خدا را بطور مطلق قبول دارد، خالقيت در عرض سببيّت نيست كه بگوييم، اجتماع" علّتين مستقلّتين" برمعلول واحد، ناممكن است؛ قرآن كريم مطالب را از دو بُعد فلسفى و علمى آن بيان مىكند، مىفرمايد: قانون سببيّت در طول خالقيت قرار دارد، اسباب نيز مخلوق خدا است، منتهى اسباب سبب قريب است، اراده و خالقيت خدا، سبب بعيد مىباشد. همه چيز وجود دارد، هرچند از نظر تقنين، قرن اول هجرى با قرن بيست و يكم، تفاوت بسيار دارد؛ زيرا از هجرت پيغمبراكرم صلى الله عليه وآله وسلم در مدينه اكنون حدود يكهزارو چهارصد و سى و هفت سال گذشته است، از آنروز تاكنون دنيا خيلى فرق كرده است، همه چيز متغيّر شده است؛ ولى با آنهم فقه اسلامى مىتواند به سؤالات قرن حاضر جواب بگويد. هيچ مسائلى وجود ندارد كه فقه اسلامى براى آن جواب نداشته باشد، يا قواعد منصوص وجود
[١] - كهف/ آيه ٨٩- ٩٢