خصايص خاتم النبيين (ص) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤١ - جلسه هشتم
باشد؟ اسلام قانونى براى اداره بشريت كنونى ندارد، براى چه مىخواهيد دين دولتها اسلام باشد؟ ما بايد جواب آنان را بگوييم، چگونه بگوييم؟ به صورت منطقى و معقول بايد جواب آنان را پاسخ داد.
ما و شما در كشور اسلامى مانند افغانستان زندگى مىكنيم، دين رسمى كشور ما اسلام است، حالا كسى به اين قانون عمل نمىكند، حرف جداگانه است، ماده اول، دوم و سوم قانون اساسى افغانستان، از بسيارى قوانين كشورهاى اسلامى بهتر و بالاتر است. منبع تقنين فقط دين اسلام است، ماده سوم قانون اساسى مىگويد: هيچ حكمى مخالف احكام شريعت اسلام نمىتواند در كشور وضع شود، هيچ حكمى نمىتواند با احكام فقهى اسلام مخالفت كند، چه رسد به اينكه با اصول اسلام مخالفت كند، ماده سوم بر تمام قانون اساسى حكومت دارد؛ ولى كسى به آن عمل نمىكند، قانون اساسىما يكى از بهترين قوانين در كشورهاى اسلامى است، نقض در وجود خود ما است كه به آن عمل نمىكنيم. عملنكردن به قانون اساسى كشور بحث ديگرى مىخواهد، منتهى دل انسان بهدرد مىآيد و نمىشود در برابر آن سكوت نمود، ما امروز نه استقلال سياسى داريم، نه حاكميت ملى، دولتمردان از ترس خارجىها به قانون اساسى كشور كه" صددرصد" اسلامى است توجه نمىكنند. آنان از