خصايص خاتم النبيين (ص) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٨ - ٣٤- ترس و هراس دشمن
و به ناموس مردم تجاوز كردهاند) اوگفت: صدا زدم! همشيره چرا ترسيدهاى؟ نترس! من مجاهد هستم، هيچوقت دست به كارهاى زشت نمىزنم، ما براى محو و نابودى كارهاى زشت و ناپسند حاضريم جان خود را فداى اسلام كنيم، هيچگونه ترسى از من نداشته باش! من به شوهر جنايتكار تو كار دارم، ديدم زن قدرى آرام گرفت، سپس آن زن پيشنهاد كرد پولهاى را كه در خانه دارد، به ما بدهد و در عوض شوهرش را كار نگيريم، گفتم همشيره همانگونه كه ما براى كارهاى زشت نيامدهايم، براى پول هم نيامدهايم، ما بخاطر رضاى خدا شوهر جنايتكار تو را گرفتهايم، اين را گفتم و شوهرش را از خانه بيرون كردم. به چنين افراد مىگويند مجاهد، اگر كسى ديگر مىبود، طعمه اول او آن زن جوان بود، گفت: نه تو خواهر ما هستى! من بهتو كار ندارم، من به شوهر كمونيست تو كار دارم.
آن مجاهد، مرد مؤمن و متدين بود، چيزى را كه صحبت مىكرد، من باور داشتم كه او راست مىگويد؛ منتهى من بر او ايراد گرفتم، گفتم: اشتباه كردى كه پولهارا نگرفتى، آن پولها مال پدر او نبوده، بلكه پولهايى است كه از دولت كمونيستى گرفته است، ما براى آزادى دين و دنياى اين مردم مىجنگيم، هيچ اشكالى نداشت كه آن پولها را مىگرفتى! مال دولت، بيت المال مردم است، مصرف بيت المال براى كمونيستها حرام و براى ما حلال