خصايص خاتم النبيين (ص) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٥ - جلسه نهم
يكوقتى سفير افغانستان در مسكو بود) عارفخان براى او حكايت كرده است كه من با يك داكتر روسى رفيق بودم، (روسيه آنزمان جزء اتحاد جماهير شوروى بود، دين در شوروى غير قانونى بود) روزى از سفارت افغانستان حركت كردم، در يكى از شفاخانههاى مسكو، به ديدن آن داكتر روسى رفتم، پرستارها به من گفتند: كمى صبر كنيد، داكتر مشغول عمليات است، من نشستم، يكوقت كسى آمد و مرا به عمليات خانه برد، بعد از سلام و احوالپرسى، داكتر روسى رو بطرف من كرد و گفت: عارفخان مىدانى! چرا شما را معطل كردم؟! گفتم نه، گفت: اگر اين مريض را به مدت" دوازده دقيقه" عمل نمىكردم، از نظر علم طب،" صددرصد" مىمرد، من تلاش كردم تا به دوازده دقيقه عمليات را تمام كنم تا او زنده بماند، به همين علت شما را منتظر ماندم.
سپس گفت: عارفخان، ماشينهايى را كه به مريض وصل است مىبينيد؟ گفتم بلى، گفت: چند ماشين است؟ گفتم يازده عدد ماشين است. گفت: خيال نكنى كه اين يازده ماشين را شوروىها اختراع كردهاند! اين ماشينها نتيجه علم و دانش تمام دانشمندان جهان در طول تاريخ طب است، حاصل معلومات طبى همهى دانشمندان جهان، همين چند ماشين است كه مىبينيد. سپس گفت: عارفخان، منظور من از اين صحبتها اين است كه من اين يازده ماشين را به مريض وصل كردم تا دوازده دقيقه يا پانزده دقيقه،