تفسير سوره قدر
(١)
مقدمه
٧ ص
(٢)
فصل اول مطالبى در نزول قرآن
٩ ص
(٣)
مطلب اول
٩ ص
(٤)
مطلب دوم
١١ ص
(٥)
مطلب سوم
١٣ ص
(٦)
مطلب چهارم
١٦ ص
(٧)
مطلب پنجم
١٦ ص
(٨)
نكته جالب
١٩ ص
(٩)
مطلب ششم
١٩ ص
(١٠)
مطلب هفتم
٢١ ص
(١١)
مبعث در احاديث اهل سنت
٢٤ ص
(١٢)
مطلب هشتم
٢٦ ص
(١٣)
مطلب نهم
٢٧ ص
(١٤)
مطلب دهم
٢٨ ص
(١٥)
مطلب يازدهم
٣٠ ص
(١٦)
مطلب دوازدهم
٣١ ص
(١٧)
مطلب سيزدهم
٣٢ ص
(١٨)
مطلب چهاردهم
٣٢ ص
(١٩)
مطلب پازدهم
٣٤ ص
(٢٠)
فصل دوم و مقاصد آن
٣٩ ص
(٢١)
مقصد اول
٣٩ ص
(٢٢)
مقصد دوم
٤٣ ص
(٢٣)
مقصد سوم
٤٤ ص
(٢٤)
مقصد چهارم
٤٧ ص
(٢٥)
مقصد پنجم
٤٨ ص
(٢٦)
مقصد ششم
٥٠ ص
(٢٧)
مقصد هفتم
٥٠ ص
(٢٨)
كلامى در تشخيص روح
٥١ ص
(٢٩)
روح در احاديث معتبره
٥٤ ص
(٣٠)
مقصد هشتم
٥٧ ص
(٣١)
مقصد نهم
٥٩ ص
(٣٢)
مقصد دهم
٦٧ ص
(٣٣)
بإذن ربهم من كل امر
٦٧ ص
(٣٤)
مقصد يازدهم
٧٠ ص
(٣٥)
مقصود دوازدهم
٧٢ ص
(٣٦)
مقصد سيزدهم
٧٣ ص
(٣٧)
مقصد چهار دهم
٧٦ ص
(٣٨)
مقصد پانزدهم
٧٧ ص
(٣٩)
مقصد شانزدهم
٧٩ ص
(٤٠)
استنتاج
٨٦ ص
(٤١)
خاتمة الكتاب
٨٨ ص

تفسير سوره قدر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢ - مطلب دوم

اين استدلال ضعيف است، زيرا اين دو آيه در آنچه گفته شده ظهورى ندارند بلكه يكى از دو محتملى است كه از ظاهر آن دو آيه به دست مى آيد. برعلاوه از بعضى آيات ديگر به دست مى آيد كه پيامبر (ص) علم به قرآن نداشته است، مانند: عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ ... يعنى خدا از تو بگذرد چرا به عده اى از صحابه خود اذن انصراف از ميدان جهاد را دادى پيش از آنكه در عذرهاى آنان تحقيق مى كردى. اگر پيامبر اين آيه را مى دانست حتما اذن نمى داد و همچنين سوره عبس و تولى.

١- ماده تنزيل افاده نزول تدريجى را مى نمايد و ماده انزال عام است. براى نزول تدريجى و دفعى و انزال در آيات بقره و دخان‌[١] و قدر به‌


[١] . تعجب از مرحوم طباطبايى صاحب الميزان است كه ادعاى صراحت آيه دخان را بر تمام نزول كتاب( الْكِتابِ الْمُبِينِ) را در شب مباركه قدر مى كند( ترجمه تفسير الميزان سوره قدر) و اين ادعاى او از باب اشتباه معناى لغوى به معناى متبادر امروزى پس از تكميل قرآن است و اين اشتباه مصاديق زيادى دارد و شايد جمعى از مفسرين به اين اشتباه دچار شده اند. كتاب مبين يعنى نوشته آشكار كه بر آنچه كه تا وقت نزول اين سوره از آيات به آنحضرت رسيده بوده صدق مى كند. مانند كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ ... و موارد كثيره ديگر كه ظاهرا به معناى مطلق نوشته آمده است. ولى در متن عربى الميزان ادعاى صراحت وجود ندارد و معلوم مى شود كه از تصرف مترجم بوده. البته ادعاى ظهور را نيز ما قبول نداريم.