پاسخ به پرسشهاى فقهى، اخلاقى و متفرقه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤١٥ - مشاجره و مشكلات خانواده گى
سوال (١٧٨٠): دخترى هستم، پدرم بسيار ظالم است، يك دفعه قصد داشت كه مادرم را با تبر از بين ببرد، اما من مانع اين كارش شدم و با سيلى به روى پدرم زدم، آيا گنهكار هستم؟
جواب: خوب كرديد كه مانع شديد و اين كار لازم بود، ولى سيلى زدن شما به روى پدرتان حرام بوده، توبه كنيد و پدر را راضى كنيد كه شما را عفو كند.
سوال (١٧٨١): دخترى هستم كه فكر مىكنم، پدرم بين دخترانش فرق مى گذارد، چه كنم كه اين قضيه برايم روشن شود؟
جواب: شايد شما همين قسم فكر مىكنيد و يا شايد اخلاق شما با پدرتان فرق مىكند. بهتر است، مادرتان با پدرتان صحبت كند تا قضيه بهتر روشن شود.
سوال (١٧٨٢): دخترى شانزده سالهى هستم، كه هميشه كوشش مىكنم نمازهايم سروقت باشد. نماز شب مىخوانم، بعضى روزها روزه مىگيرم، وقتى شب به نماز جماعت مىروم، مادرم به من ناسزا مىگويد و خود نما خطابم مىكند. خدا مىداند كه چنين نيست، چون من لطف خدا را زياد در زندگى خود ديدهام، دوستش دارم و عبادتش مىكنم، ولى نمىدانم كه با مادرم چه كنم؟
جواب: با مادرت مهربان باش و حرفهاى او را در اين مورد گوش نكنيد، مگر اينكه از رفتن تو به مسجد اذيت شود كه در آن صورت، رفتن شما حرام مىشود. دخترى عزيزم! تو خوب متدينى، ترا به خدا برايم درآن دل شب دعا كنيد، از خداوند توفيق بيشترتان را خواهانم! خدا كند ديگر دختران از تو درس بگيرند.
سوال (١٧٨٣): جوانى نوزده سالهى هستم، پدر و مادرم نسبت به من بدگمانى مىكنند، حتى به نماز جماعت كه مىروم اعتماد ندارند و