پاسخ به پرسشهاى فقهى، اخلاقى و متفرقه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧٥ - رفع خطور فكر بد و شك كردن
جواب: پيش خداوند (ج) دعا كنيد كه خداوند روح شما را نورانى گرداند و از گناهان دورى كنيد.
سوال (١٢٤٨): در همسايگى ما پسر بيست و سه سالهى است كه خانواده شان وضعيت اقتصادى خوبى ندارند. پدرش فوت كرده است و از مادر و خواهر خود مواظبت مىكند و پسر با ايمانى است، نسبت به هيچ كس چشم بد ندارد. چشمانش هم ضعيف شده، مدتى يك هفته شده كه مىگويد: امام زمان (عج) و حضرت على (ع) را ديده و آنها با من هستند، بعضى اوقات با لباس سفيد و بعضى اوقات با لباس سبز نزد من مىآيند و گاهى هم با لباس كهنه و گاهى ريش دارند و گاهى هم ندارند. همين پسر هميشه طرف قبله مىنشيند و گريه مىكند. مدتى شده كه پيش خانه عمويم مىرود و مىگويد: آن دو بزرگوار گفته اند كه: اين جا باشم و مادرش مىگويد: اصلًا نان نمىخورد و اگر دو لقمه بخورد دوباره باز شروع به گريهكردن مىكند، همه فكر مىكنند او ديوانه شده است. حالا از شما مىخواهم بپرسم با اين اوصافى كه از او گفتم، او واقعاً ديوانه است يا واقعاً آن دو بزرگوار را ديده است؟
جواب: شما فكر كنيد! كه امام بدون محاسن (ريش) باشد؟! احتمالًا خيالاتى شده است.
سوال (١٢٤٩): جوانى بيست سالهى هستم كه عقيدهام بسيار ضعيف است، به همين علت بسيار ناراحت هستم، لطفاً راهنمايى كنيد!
جواب: با يكى از علما دوست شويد و سوالات خود را از او بپرسيد و همواره بر شيطان لعنت بفرستيد و جمله «لا إِله الّا الله» را هميشه بخوانيد، خطر از شما دفع مىشود.